تعیین الگوی بومی و بهینه مشارکت عمومی-خصوصی با استفاده از تکنیک SAW : پروژه‌های زیرساختی صنایع تبدیلی-تکمیلی محصولات کشاورزی سازمان مدیریت میادین میوه و تره‌بار تهران

نویسندگان

1 گروه اقتصاد كشاورزي، دانشکده كشاورزي، دانشگاه تهران، شهركرج، ايران

2 مدیر عامل موسسه تحقیقات مالی و اقتصادی حسیب ایرانیان

3 استادیار، گروه سیاست‌های کشاورزی و غذا، موسسه پژوهش‌های برنامه‌ریزی، اقتصاد کشاورزی و توسعه روستایی، تهران

doi
https://doi.org/10.71710/vqg8-s215
چکیده

با توجه به محدودیت منابع مالی، بهره‌گیری از مدل‌های ترکیبی سرمایه‌گذاری مانند مشارکت عمومی-خصوصی (PPP) به عنوان راهکاری مؤثر برای اجرای طرح‌های توسعه‌ای مورد توجه دولت‌ها قرار گرفته است. نهادهای عمومی از جمله شهرداری‌ها و سازمان‌های وابسته مانند سازمان مدیریت میادین میوه و تره‌بار نیز به منظور توسعه زیرساخت‌های حوزه کشاورزی، بر استفاده از ظرفیت‌های مردمی تأکید دارند. هدف پژوهش حاضر، ارائه الگوی بومی و بهینه مشارکت عمومی-خصوصی در توسعه صنایع تبدیلی و تکمیلی مرتبط با این سازمان است. داده‌های پژوهش از طریق روش‌های کتابخانه‌ای، اسنادی و پرسشنامه‌ای گردآوری شده‌اند و از مدل SAW برای تحلیل استفاده شده است. بر اساس 13 معیار کلیدی در حوزه مشارکت، نظیر انعطاف‌پذیری در دوره ساخت، انتقال بهینه ریسک و کاهش دعاوی، چند الگوی بومی استخراج و ارزیابی شدند. جهت امتیازدهی، از پرسشنامه‌ای با طیف لیکرت و حجم نمونه 46 نفر استفاده شد که پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ 82/0 در نرم‌افزار SPSS تأیید گردید. وزن‌دهی معیارها از طریق روش آنتروپی شانون انجام شد. نتایج نشان داد که مدل BOLT با رتبه وزنی 908/0 به عنوان الگوی بهینه انتخاب شد و مدل‌های BOT، ROO  و BOO به ترتیب با رتبه‌های 88/0، 88/0 و 81/0 در رتبه‌های بعدی قرار گرفتند. در نهایت، پیشنهاد می‌شود با تعیین دقیق معیارهای اولویت‌بندی، ایجاد مشوق‌های مالی، تقویت آموزش و ظرفیت‌سازی و ایجاد ساختار نهادی مناسب، بستر توسعه مشارکت عمومی-خصوصی در این حوزه فراهم گردد.