نقدی بر نظریه تجلی در بهاییت
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری معارف اسلامی، دانشگاه تهران، پردیس فارابی قم.
2 دانشیار پژوهشی، معاون علمی دانش نامه جهان اسلام
doi
چکیده
نظریه تجلی در زمره تأثیرات یا تقلیداتی است که بهاییت از عرفان داشته است. طبق تعالیم آیین بهاییت، عالم هستی از سه مرتبه تشکیل شده است؛ عالم حق، عالم امر و عالم خلق. منظور از عالم حق ذات باری تعالی است که غیب مکنون است و از شدت تنزه هیچ ارتباطی با عالم هستی ندارد. در نظریه تجلی، برای رفع نیاز عوالم دیگر به ذات حق واسطهای به نام مظهر امر در نظر گرفته میشود که محل تجلی اسمای الاهی است. پیامبران اولوالعزم مصداق این واسطه هستند که حقیقتی واحد دارند و آخرینشان، بنا به اعتقاد بهاییان، میرزا حسینعلی نوری (بهاءالله) است. با توجه به خصایصی که برای مظهر امر نام برده میشود نظریه تجلی سر از الوهیت و حلول و اتحاد درمیآورد. این پیامدها از نظر فلسفه اسلامی باطل است. در این مقاله میکوشیم ارکان و پیامدهای نظریه تجلی را با توجه به دیدگاه اندیشمندان مسلمان نقد و بررسی کنیم.