تحلیل مؤلفه‌های پیکره‌بندی فضاهای نیمه‌باز و بسته بناهای مسکونی دوره پهلوی بر اساس الگوی ذهنی متخصصان

نویسندگان

1 گروه معماری، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 گروه معماری، واحد تهران غرب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

doi
10.71793/hoviatshahr.2025.792979
چکیده

در دوران پهلوی، تحولات اجتماعی و فرهنگی موجب دگرگونی در الگوهای فضایی معماری مسکونی شد. این پژوهش با رویکرد ترکیبی و در چارچوب پارادایم عمل‌گرایی، به تحلیل تطبیقی فضاهای نیمه‌باز و بسته در این دوره پرداخته است. ابتدا مؤلفه‌های کلیدی از طریق تحلیل محتوای کیفی در نرم‌افزار MAXQDA استخراج شد. سپس تحلیل عامل Q با مشارکت ۱۵ متخصص و استفاده از SPSS انجام گرفت. همچنین دو نمونه بنای مسکونی با نرم‌افزار DepthmapX تحلیل شد. یافته‌ها سه الگوی ذهنی اصلی را نشان می‌دهد: عملکردی–فضایی، عملکردی–ساختاری و عملکردی–رفتاری. نتایج حاکی از آن است که در دوره پهلوی دوم، فضاهای نیمه‌باز نقش سازمان‌دهنده‌تری یافته و به مرزهای نرم، تعاملی و انعطاف‌پذیر تبدیل شده‌اند که نیازهای اقلیمی، اجتماعی و زیبایی‌شناسی را به‌طور هم‌زمان پاسخ می‌دهند.