تطبیق مبانی توانمندسازی زنان در مواجهه یا آسیب‌های جنبش‌های نوپدید دینی در آموزه‌های اسلامی و نظریه‌های معاصر غربی

نویسندگان

1 دانشگاه تهران

2 دانشگاه محقق اردبیلی

3 دانشگاه محقق اردبیلی

4 دانشگاه علوم انتظامی امین

doi
چکیده

جنبش‌های نوپدید دینی با ساختار سیال هویتی، رهبری کاریزماتیک و سازوکارهای جذب عاطفی–شناختی، در دهه‌های اخیر به یکی از چالش‌های اساسی دین‌داری معاصر تبدیل شده‌اند. زنان به‌دلیل نیازهای روانی و اجتماعی همچون جست‌وجوی معنا، تعلق و امنیت عاطفی، بیش از مردان در معرض آسیب‌پذیری نسبت به فرایندهای جذب فرقه‌ای قرار دارند. پژوهش حاضر با هدف تبیین مبانی اسلامی توانمندسازی زنان در مواجهه با این آسیب‌ها و مقایسه آن با نظریه‌های معاصر غربی در حوزه خودکارآمدی و توانمندسازی روان‌شناختی انجام شده است. روش مطالعه توصیفی–تحلیلی و تطبیقی است و داده‌ها از طریق منابع کتابخانه‌ای، متون دینی (قرآن و حدیث) و ادبیات روان‌شناسی و جامعه‌شناسی دین گردآوری شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که آموزه‌های اسلامی توانمندسازی زن را بر سه رکن «کرامت ذاتی انسان»، «عقلانیت و مسئولیت فردی» و «هویت توحیدی معناگر» استوار می‌سازد؛ ارکانی که با تقویت خودآگاهی، اتکای معنوی و عقلانیت، بستر مصونیت شناختی– روانی در برابر اقناع فریبنده و وابستگی عاطفی ناسالم را فراهم می‌کنند. در مقابل، نظریه‌های غربی با وجود فراهم‌سازی ابزارهای سودمند برای تقویت عاملیت و مهارت‌های مقابله‌ای، در تبیین لایه‌های عمیق دلبستگی دینی و تاب‌آوری معنوی با محدودیت روبه‌رو هستند. بر این اساس، نتیجه پژوهش نشان می‌دهد که الگوی تلفیقی مبتنی بر مبانی اسلامی ـ همراه با بهره‌گیری گزینشی از دستاوردهای روان‌شناختی غربی ـ کارآمدترین چارچوب برای توانمندسازی زنان در برابر آسیب‌های ناشی از جنبش‌های نوپدید دینی است.