نقش فرهنگ سازمانی در رفتار شهروندی سازمانی با میانجیگری گرایش به تفکر انتقادی دبیران دوره دوم متوسطه ناحیه یک شهر خرمآباد
نویسندگان
1 استادیار ،گروه علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
2 استادیار، گروه علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
3 کارشناس ارشد علوم تربیتی، گرایش برنامهریزی درسی، واحد خرم آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، خرم آباد، ایران
4 دانشجوی دکتری روانشناسی تربیتی دانشگاه لرستان، خرم آباد، ایران
doi
چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر نقش فرهنگ سازمانی در رفتار شهروندی سازمانی با میانجیگری گرایش به تفکر انتقادی دبیران بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و همچنین مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه دبیران دوره دوم متوسطه ناحیه یک شهر خرمآباد در سال تحصیلی ۴۰۰- ۱۳۹۹ بود که تعداد 265 نفر (147 زن، 118 مرد) به عنوان نمونه پژوهش، به روش نمونهگیری تصادفی طبقهای نسبی انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامههای فرهنگ سازمانی دنیسون (2000)، رفتار شهروندی سازمانی فارح و اورگان (1997) و گرایش به تفکر انتقادی ریکتس (2003) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادههای پژوهش از ضریب همبستگی پیرسون، مدل معادلات ساختاری و شاخصهای نکویی برازش استفاده گردید و برای بررسی روابط غیرمستقیم مسیرها از روش بوت استرپ استفاده شد. یافتهها: یافتههای حاصل از این پژوهش نشان داد که مدل مفروض رفتار شهروندی سازمانی بر اساس فرهنگ سازمانی با میانجیگری گرایش به تفکر انتقادی دبیران دوره دوم متوسطه ناحیه یک شهر خرمآباد برازنده دادهها است. نتایج نشان داد که فرهنگ سازمانی بر رفتار شهروندی سازمانی و گرایش به تفکر انتقادی اثر مستقیم دارند (01/0>p)؛ همچنین ضریب مسیر β از گرایش به تفکر انتقادی به رفتار شهروندی سازمانی به لحاظ آماری معنیدار میباشد (01/0>p). نتایج غیرمستقیم مسیرها نشان داد که فرهنگ سازمانی از طریق میانجیگری گرایش به تفکر انتقادی اثر غیرمستقیم بر رفتار شهروندی سازمانی ندارد.