حجیت ظواهر کتاب و سنت در اصول فقه و مقایسه آن با مباحث هرمنوتیک

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای تخصصی فقه و مبانی حقوق، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 استادیار گروه معارف اسلامی، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

3 گروه الهیات، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال، تهران، ایران

doi
چکیده

فهمیدن، گونه‌ای شناختن است. خواندن یک متن یا شنيدن یک گفتار غیر از فهمیدن آن است و ممکن است شخصی سخنی را بشنود یا متنی را بخواند، ولی آن را نفهمد. یکی از مسائل مهم علوم دینی و علوم انسانی، فهم معنای متن است. هرمنوتیک یکی از شاخه‌های علوم انسـانی است که به بحث در مبانی نظری تفسیر و فهم متن می‌پردازد. در مباحث اصول فقه هر چند اصولیان برای رسیدن به مراد مؤلف می‌کوشند، ذکری از تجربه مؤلف در فکر مفسر نیست. در این مقاله با روش تحلیلی-استدلالی چنین حاصل شد که باتوجه‌به نقاط اشتراک و افتراقی که میان هرمنوتیک و اصول فقه وجود دارد، روشن می‌شود که میان این دو علم ارتباط و تعامل وجود دارد؛ ارتباطی که تأثیر یکی بر دیگری را می‌تواند در پی داشته باشد. برخی از نقاط اشتراک می‌تواند به‌عنوان اصول موضوعه که در علم دیگر به اثبات می‌رسد، مورداستفاده علم اصول فقه قرار گیرد و بدون نیاز به تکلف اثبات آنها در علم اصول به تقلیل مباحث مطرح شـده در علم اصول کمک نماید.