تحلیلساختاری سینمایاسطورهای دورانگذارانقلاب (1357-1360)؛ مطالعه موردی تحلیل روایت فیلم «خونبارش»
نویسندگان
1 عضو هیات علمی دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی
2 دانشجوی دکترای رشته ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی
doi
چکیده
اسطورهها ازجمله کلان روایتهایی هستند که میتوانند در موقعیتهای گوناگون اجتماعی، سیاسی و فرهنگی محمل اندیشهها، تجربیات و مسائل نوظهور بشری باشند و بر غنای هر نوع ادبی افزوده و پیوند روایت و معنا را مستحکمتر نمایند. ازاینرو، استفاده از اساطیر در قالبهای نمایشی بهویژه فیلم، میتواند از دو جنبهی فرم و معنا تأملبرانگیز باشد. این مقاله درصدد است تا با استفاده از روش تحلیل ساختاری روایت در کنار نقد تاریخی-فرهنگی به مطالعه وضعیت سینمای اوایل انقلاب یعنی سالهای 60-57 بپردازد. نمونه موردی در این مقاله فیلم «خونبارش» است. نتایج تحقیق حکایت از آن دارد که گفتمان دوران انقلاب با عناصری همچون جامعه بی طبقه و مبارزه با طاغوت در شکلدهی به قالب خاصی از اسطوره که تأکیدش بر «گذشته تاریخی و حوادث سپریشده» است شکلی همگانی به خود گرفت. از سویی برخلاف دوران پیش از انقلاب که نتیجه کنش قهرمانان آن در پردهای از ابهام قرار میگرفت، در این دوره قهرمانان داستان با اطمینان می توانند نتیجه عمل خود را ببیند و در انتظار روزهای بهتری باشند.