بلاغت به مثابه ابزار کشف معانی باطنی: دو نویافته‌ بلاغی در متون تفسیری و عرفانی فارسی

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، واحد خرم‌آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، خرم‌آباد، ایران

2 دانشگاه آزاد خرم آباد

3 دانشگاه آزاد خرم آباد

doi
چکیده

از عرصه‌های مهمی که ظرفیت‌های بلاغی در آن جلوه‌گر شده، متون تفسیری و عرفانی فارسی پیش از قرن دهم هجری است؛ متونی که با تکیه بر زبان ادبی و شگردهای هنری، درک تازه‌ای از قرآن و تجربه‌های عرفانی ارائه کرده‌اند. با این حال، پژوهش‌های موجود بیشتر به بلاغت کلاسیک در قالب صنایع شناخته‌شده پرداخته و کمتر به شگردهای نوظهور و نویافته‌های بلاغی در این آثار توجه کرده‌اند. پژوهش حاضر با تکیه بر تحلیل متون تفسیری و عرفانی این دوره، به شناسایی و معرفی مجموعه‌ای از صناعات بلاغی نویافته می‌پردازد که در منابع پیشین موردتوجه قرار نگرفته بودند. این صناعات شامل شگردهایی همچون «دلالات فرازبانی»، «مبین و مکنون» و دیگر ساختارهای نوآیین است که نشان می‌دهد نویسندگان ایرانی نه‌تنها دریافت‌کننده میراث بلاغی عربی بودند، بلکه خود در مسیر توسعه و نوآوری بلاغی سهم مهمی داشته‌اند. نتایج این مطالعه بیانگر آن است که بلاغت در متون مذکور، نقشی تأویلی و معرفتی دارد و ابزار کشف معنا و تجربه عرفانی است، نه صرفاً جنبه‌ای هنری. این مقاله در پی آن است که با برجسته‌کردن نویافته‌های بلاغی، زمینه‌ای برای بازتعریف بلاغت در چارچوبی نوین و بومی فراهم آورد و بدین‌سان افق‌های تازه‌ای برای مطالعات میان‌رشته‌ای در حوزه ادبیات، نقد عرفانی و معناشناسی قرآنی بگشاید.