سیاست ناسیونالیسم مثبت محمد رضاشاه پهلوی و تاثیر دکترین منطقه ای آمریکا برآن

نویسندگان

1 گروه تاریخ واحد بجنورد ، دانشگاه آزاد اسلامی ، بجنورد ، ایران

2 گروه تاریخ واحد بجنورد ، دانشگاه آزاد اسلامی ، بجنورد ، ایران

3 گروه تاریخ واحد بجنورد ، دانشگاه آزاد اسلامی ، بجنورد ، ایران

doi
چکیده

بعد از به قدرت رسیدن محمدرضاشاه و خروج آمریکا از انزوای سیاسی، این کشور تأثیرگذارترین عامل در امور داخلی و خارجی رژیم پهلوی بوده است. محمدرضاشاه نیز که به مدد کشورهایی چون آمریکا و انگلیس به قدرت رسیده بود، چندان از این وابستگی ناراضی نبود؛ فقدان مشروعیت، فقر، نداشتن پایگاه مردمی، خفقان سیاسی و... ایران را به یک کشور وابسته به کشورهای سرمایه‌داری خصوصاً آمریکا تبدیل کرده بود. این وابستگی تا جایی بود که می‌‌‌توان گفت مهم‌‌‌ترین ویژگی حکومت پهلوی، به‌ویژه در بُعد خارجی، وابستگی آن به بیگانگان بود. نقطه‌ی عطف این وابستگی با به قدرت رساندن محمدرضاشاه آغاز می‌شود و با کودتای 28 مرداد به اوج خود می‌‌‌رسد و در سال‌‌‌های بعد نیز ادامه می‌یابد. بنابراین شاه قدرت و بقای سلطنتش را کاملاً وامدار پشتیبانی و دخالت مستقیم کشورهایی چون آمریکا بود و همین امر در عجین شدن اهداف کشور با سیاست‌‌‌های آمریکا بی‌‌‌تأثیر نبود. همان‌طور که خود شاه نیز شخصاً و باصراحت اعلام می‌کند: «هدف‌های اساسی ما و ملل دموکراسی غرب، یکسان و این تساوی آرمان‌ها، مایه‌ی افتخار ما و ملل مغرب‌زمین است.» از همین رو محدرضاشاه بعد از کودتای 28 مرداد با اتخاذ سیاست ناسیونالیسم مثبت به عنوان جایگزین سیاست موازنه منفی زمان مصدق این وابستگی را به گونه ای توجیه پذیر و عامه پسند مطرح نمود . اصول ناسیونالیسم مثبت مبتنی بر سه اصل تامین صلح و ثبات بین المللی ، مشارکت همه جانبه در برنامه های تامین امنیت جمعی در زمینه های اجتماعی اقتصادی ، تحکیم سازمان دفاعی و احترام به پیمان های امنیت جمعیت و حفظ تمامیت ارضی ایران بود . ازغندی 1379 ص404