«جایگاه قانون و آزادي در گفتمان مشروطه خواهی ايران»

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم سیاسی، واحد بجنورد، دانشگاه آزاد اسلامی، بجنورد، ایران. ali.soleimanpour@iau.ac.ir

doi
چکیده

قانون گرايي به عنوان نشانه اصلي و دالّ مركزي گفتمان مشروطيّت ايران در پيوند استوار با نشانه ي فرعي آزاديخواهي مهمّ ترين عامل هويّت بخشي گفتمان مذكور در تقابل با گفتمان «دشمن» و «مخالف» آن يعني استبداد طلبي بود. فرايند غيريّت سازي در گفتمان مشروطه خواهي بيشتر از هر چيز مبتني بر دفاع عقلاني از حكومت قانون و آزادي از سلطه ي نظام استبدادي صورت مي گرفت. در مقابل، گفتمان استبداد طلبي نيز با تفسير خرافي و ارتجاعي از شريعت سعي در اثبات حق الهي پادشاه و تداوم بخشيدن به سلطه ي پادشاهي خودكامه داشت. منازعات گفتمان ها از طريق برجسته نمودن نشانه هاي اصلي هر كدام و طرد نشانه هاي گفتمان مخالف با غلبه نظام معنايي مشروطيت و فراگير شدن آن در افكار عمومي همراه شد كه نتيجه ي آن پيروزي جنبش مشروطه خواهي در قالب يك رخداد ارتباطي و شالوده شكني در ساختارهاي معنايي نظام استبدادي بود. بازنمايي شرايط سياسي، اقتصادي، فرهنگي و ايدئولوژيك ايران در عصر مشروطه خواهي زمينه هاي غلبه ي گفتماني مذكور بر گفتمان حاكم و نظام خودكامه را بخوبي نمايان مي سازد. بررّسي حاضر با تحليل گفتماني مشروطيّت و بيان نظام مفصل بندي آن در رقابت با گفتمان دشمن سعي در آشكار ساختن جايگاه عناصر اصلي قانون و آزادي و رابطه ي آن دو با يكديگر دارد.