واسطه‌گری روحانیون در مناسبات میان جامعه و حکومت در عصر قاجار بر اساس نظریه میگدال

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه علوم سیاسی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران. ایمیل: hossein.mohammadikh@iau.ac.ir

2 استادیار گروه علوم سیاسی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران. (نویسنده مسئول) ایمیل: Ali.Davoudi@iau.ac.ir

3 استادیار گروه علوم سیاسی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران. ایمیل: ahmad.javanshiri@iau.ac.ir

doi
چکیده

با توجه به ساختار قدرت مطلقه در دوره قاجار، بسیاری بر این باورند که جامعه مدنی حداقل تا دوران مشروطه وجود نداشته است. با این حال، می‌توان به برخی از بازیگرانی در این دوره اشاره کرد که تا حدودی از حکومت مستقل بوده و بر اساس امکانات و ظرفیت‌های خود، به نمایندگی از مردم بر حکومت تأثیرگذار بوده‌اند. یکی از این بازیگران، روحانیون هستند که نقش برجسته‌ای در واسطه‌گری میان حکومت و جامعه داشته‌اند. هدف این مقاله بررسی نقش وساطت روحانیون به عنوان بازیگران جامعه مدنی در مناسبات بین مردم و حکومت در دوره قاجار است. پرسش اصلی این است که «روحانیون به عنوان بازیگران عرصه مدنی در دوره قاجار چه نقشی در ارتباطات میان مردم و حکومت داشته‌اند؟» فرضیه اصلی این است که روحانیون، با بهره‌گیری از منابع اقتصادی و سرمایه‌های اجتماعی و فرهنگی خود، تا حدودی از حکومت مستقل بوده و به عنوان واسطه‌ای مؤثر میان مردم و حکومت، نقش مهمی در سامان‌دهی اجتماعی و جنبش‌های سیاسی ایفا کرده‌اند. پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و بهره­گیری از چارچوب نظری میگدال، به بررسی مهم‌ترین وقایع دوره قاجار پرداخته و به این نتیجه رسیده که روحانیون در مقام بازیگران جامعه مدنی، رهبری مردم در تحولات اجتماعی و سیاسی را بر عهده داشته و با ائتلاف با سایر بازیگران نظیر تجار و بازرگانان، در بسیاری موارد بر تصمیمات شاه و حکومت قاجار تأثیرگذار بوده‌اند. از مهم‌ترین ابزارهای آنان در مقابله با حکومت می‌توان به خطابه، بست‌نشینی، مهاجرت، بسیج مردم، تکفیر و فتوا اشاره کرد.