سنجش تطبیقی نقش حکومت‌ها در توسعه و مدیریت قنات‌های یزد و گناباد از دوره ایلخانان تا پایان قاجاریه بر مبنای نظریه جامعه‌ی هیدرولیکی ویتفوگل

نویسندگان

1 گروه تاریخ، واحد بجنورد، دانشگاه آزاد اسلامی، بجنورد، ایران

2 دانشجوی دکتری تاریخ، گروه تاریخ، واحد بجنورد، دانشگاه ازاد اسلامی ، بجنورد، ایران

3 گروه تاریخ دانشگاه آزاد اسلامی بجنورد

doi
چکیده

قنات به‌عنوان فناوری بومی و میراثی تمدنی در ایران، نه‌تنها ابزار استخراج آب زیرزمینی بلکه بنیان‌گذار ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی در نواحی خشک و نیمه‌خشک بوده است. پژوهش حاضر با تکیه بر نظریه جامعه‌ی آب‌محور ویتفوگل (جامعه‌ی هیدرولیکی) به بررسی تطبیقی نقش حکومت‌های مختلف از آغاز دوره ایلخانان تا پایان قاجاریه در دو منطقه تاریخی یزد و گناباد در توسعه، حفاظت و مدیریت قنوات می‌پردازد. پرسش اصلی این است که چگونه ویژگی‌های قدرت مرکزی و سیاست‌های حکومتی در این ادوار بر نظام‌های محلی آبیاری، نهادهای وقف، ساختارهای میرابی و روابط اجتماعی آب‌محور در یزد و گناباد تأثیر گذاشته است؟ این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد تاریخی انجام شده و از اسناد تاریخی، وقف‌نامه‌ها، متون فقهی و منابع میدانی بهره برده است.یافته‌ها نشان می‌دهد که در هر دو منطقه، دولت‌ها از طریق نهادسازی، پشتیبانی اقتصادی، تنظیم ساختارهای اداری و پیوند با نهاد دین، بر پایداری قنوات اثرگذار بوده‌اند. اما در یزد ساختارهای وقفی پیچیده‌تر و مشارکت مردمی گسترده‌تر بوده، در حالی که در گناباد تمرکز بر نهادهای میرابی و نظام‌های نیمه‌متمرکز محلی بوده است.