اقلیتهای مذهبی و حقوق آنها در عصر مشروطه تحلیلی بر مبنای نظریه شهروندی متکثر کیملیکا
نویسندگان
1 استاد گروه تاریخ . واحد تربت حیدریه، دانشگاه آزاد اسلامی، تربت حیدریه ، ایران
2 گروه فقه و اصول، دانشگاه تربیت مدرس، تهران
3 دانشجوی دکتری ، گروه تاریخ، واحد تربت حیدریه، دانشگاه آزاد اسلامی ، تربت حیدریه، ایران
doi
چکیده
تا پیش از استقرار نظام مشروطه در ایران، حقوق اقلیتهای مذهبی بهظاهر مطابق احکام فقهی اسلام در حوزه احوال شخصیه بهرسمیت شناخته میشد، اما در عمل، آنان تحت سلطه نگاه تعصبآلود اجتماعی و حاکمیت روحانیت سنتی قرار داشتند. اقلیتهای دینی همچون زرتشتیان، یهودیان و ارمنیان در ساختارهای حقوقی و اجتماعی عصر قاجار با تبعیض سیستماتیک، طرد اجتماعی و خشونت گاهوبیگاه مواجه بودند. این وضعیت موجب شد که آنان، بهویژه در جریان انقلاب مشروطه، نقش فعالی در مبارزات برای دستیابی به حقوق مدنی و شهروندی ایفا کنند. مقاله حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر تحلیل منابع تاریخی، اسناد حقوقی و خاطرات نمایندگان اقلیتها در مجلس اول مشروطه، به واکاوی موانع ساختاری و چالشهای اجتماعی فراروی اقلیتها در عصر قاجار میپردازد و تلاشهای آنان برای نیل به رسمیت قانونی و اجتماعی را بررسی میکند. سؤال اصلی مقاله آن است که: اقلیتهای مذهبی در ایران عصر قاجار برای بهرسمیتشناسی حقوق خویش با چه چالشهایی مواجه بودند و چگونه برای غلبه بر آن تلاش کردند؟ یافتههای تحقیق نشان میدهد که با وجود گامهای مثبت اولیه مشروطهخواهان، از منظر نظریه شهروندی متکثر کیملیکا، حقوق گروهی اقلیتها در قالب آموزش دینی، مشارکت سیاسی، نمایندگی مستقل و حفظ هویت جمعی، بهرسمیت شناخته نشد و عملاً شهروندی آنها ناقص و غیرمتوازن باقی ماند. از این منظر، مشروطه آغازگر مسیر شهروندی مدرن بود، اما در برابر پذیرش تنوع هویتی، دچار ایستایی نظری و ساختاری بود