رابطه بین حقالزحمه غیرعادی حسابرس و هموارسازی سود واقعی با تاکید بر نقش ساختار مالکیت
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد حسابداری، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران
2 دانشیار، گروه حسابداری، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران
doi
10.71600/jacgr.2025.1211277چکیده
هدف : با توجه به دغدغه سرمایهگذاران درباره هموارسازی واقعی سود، این پژوهش به بررسی ارتباط بین حقالزحمة غیرعادی حسابرس و هموارسازی سود واقعی، با تأکید بر نقش ساختار مالکیت پرداخت. روش : پژوهش حاضر با هدفی کاربردی انجام شده و جامعة آماری آن، شامل ۱۰۱ شرکت ثبتشده در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۱ است. در این پژوهش برای سنجش حقالزحمة غیرعادی حسابرس از مدل سایمونیک (1980)، برای اندازهگیری هموارسازی سود واقعی مطابق پژوهشهای کوهن و زاروین (2008) از ترکیب سه معیار جریان نقدي عملیاتی غیرعادي، تولید غیرعادي و هزینههاي اختیاري غیرعادي و برای اندازهگیری ساختار مالکیت از شاخصهای مالکیت نهادی، مالکیت اعضای هیئتمدیره و تمرکز مالکیت استفاده شده است. برای آزمون فرضیهها از روش رگرسیون لجستیک استفاده شده است. یافتهها : نتایج حاصل از این مطالعه، بیانگر وجود رابطهای مثبت و معنادار میان حقالزحمة غیرعادی حسابرس و هموارسازی سود واقعی است. همچنین، یافتهها نشان میدهد که مالکیت نهادی، مالکیت اعضای هیئتمدیره و تمرکز مالکیت بر ارتباط بین حقالزحمه غیرعادی حسابرس و هموارسازی سود واقعی تاثیر معنادار و منفی دارد. نتیجهگیری : با افزایش میزان مالکیت نهادی، مالکیت اعضای هیئتمدیره و تمرکز مالکیت، ارتباط مثبت بین حقالزحمة غیرعادی حسابرس و هموارسازی سود واقعی، تضعیف میگردد.