اولویت‌بندی مولفه‌های موثر بر حاکمیت شرکتی کسب‌وکارهای کارآفرینانه با استفاده از تحلیل سلسله مراتبی دلفی فازی

نویسندگان

1 گروه حسابداری، واحد امارات، دانشگاه آزاد اسلامی، دبی، امارات متحده عربی.

2 گروه حسابداری، واحد دماوند، دانشگاه آزاد اسلامی، دماوند، ایران.

3 گروه حسابداری، واحد ﻋﻠوم و تحقیات ، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

4 گروه حسابداری، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامي، قم ايران

doi
چکیده

هدف: هدف این پژوهش اولویت‌بندی مولفه‌های موثر بر حاکمیت شرکتی کسب‌وکارهای کارآفرینانه با استفاده از تحلیل سلسله مراتبی دلفی فازی است. حاکمیت شرکتی به‌عنوان یک سازوکار کنترلی و راهبری، نقش تعیین‌کننده‌ای در جهت‌دهی، بقا و موفقیت کسب‌وکارهای کارآفرینانه ایفا می‌کند. در محیط رقابتی و پیچیده امروز، این کسب‌وکارها با چالش‌هایی نظیر تأمین مالی، مدیریت ریسک، توسعه پایدار و مدیریت روابط با ذی‌نفعان مواجه‌اند؛ ازاین‌رو تدوین الگویی منسجم برای تقویت حاکمیت شرکتی در آن‌ها ضروری است. روش : پژوهش حاضر با بهره‌گیری از رویکرد آمیخته (کیفی–کمی) و مبتنی بر روش گراندد تئوری انجام شده است. جامعه آماری شامل خبرگان آشنا با ابعاد حاکمیت شرکتی در کسب‌وکارهای کارآفرینانه و ذی‌نفعان مرتبط در شهر تهران بوده که از میان آنان 14 نفر به‌عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. داده‌ها از طریق پرسشنامه خبرگان گردآوری و اولویت‌بندی مؤلفه‌ها با استفاده از مقایسه‌های زوجی فازی و روش تحلیل سلسله‌مراتبی فازی (FDAHP) انجام شد. در ادامه، بر اساس الگوی شش‌گانه اشتراوس و کوربین، مؤلفه‌های استخراج‌شده در قالب شرایط علی، مداخله‌گر، زمینه‌ای، راهبردها و پیامدها طبقه‌بندی و رتبه‌بندی گردیدند. یافته‌ها: نتایج نشان داد در بخش شرایط علی، «سهم‌بندی مالکیت» و «نظارت بر عملکرد مدیریت ارشد» بالاترین اولویت را دارند. در شرایط مداخله‌گر، «حمایت از قراردادهای عادلانه و الزام‌آور» و «برگزاری جلسات هیأت‌مدیره» در رتبه‌های نخست قرار گرفتند. در شرایط زمینه‌ای، «عوامل فناورانه» و «اقدامات پیشگیرانه و حمایتی» بیشترین اهمیت را کسب کردند. در بخش راهبردها، «برنامه‌ریزی استراتژیک» و «مکانیزم‌های حل اختلاف میان ذی‌نفعان» به‌عنوان راهبردهای کلیدی شناسایی شدند. در نهایت، در بخش پیامدها «شفافیت مالی و مالکیت» رتبه اول و «تضمین پایداری مالی» رتبه دوم را به خود اختصاص دادند. نتیجه‌گیری: به‌طور کلی، نتایج پژوهش نشان می‌دهد استقرار نظام‌مند این مؤلفه‌ها می‌تواند به تقویت زیرساخت‌های حاکمیت شرکتی، ارتقای کارایی کسب‌وکارهای کارآفرینانه و بهبود منافع ذی‌نفعان منجر شود.