واکاوی ساختارهای زبانی در آفرینش لطیفه در زبان روسی و فارسی
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان روسی، دانشکدۀ ادبیات، دانشگاه الزهرا(س)، تهران، ایران
doi
10.29252/LRR.13.4.4چکیده
در این جستار برآنیم تا با رویکرد تحلیل گفتمان از دو منظر ساختاری و موضوعی پیکرۀ لطیفهها را در زبان فارسی و زبان روسی مبتنیبر آرای رابرت لیو1 با تقسیمبندی به دو دستۀ زبانشناختی و غیرزبانشناختی و نظریۀ کاراسیک2 مبنیبر دستهبندی تحلیل معنایی و نشانهشناسی3 با روش استقرایی4 موردبررسی قرار دهیم. هدف از انجام این پژوهش شناسایی زبان ابزارهای تولید لطیفهها با توجه به تفاوت ساختار واژگانی زبان روسی بهعنوان زبان تصریفی5 و زبان فارسی بهعنوان زبان پیوندی 6 (گفتنی است که این دو زبان در سطح نحو به پیوندی و تحلیلی نیز شناخته میشوند) است. فرضیۀ پژوهش مبتنیبر وجود تنوع زبان ابزارهای تولید لطیفۀ روسی با نسبت بیشینه در برابر زبان فارسی به دلایل پیشتر گفتهشده در دستهبندی زبانشناختی و تأثیر مؤلفههای فرهنگی و ارزشی در تولید لطیفههای غیرزبانشناختی است. این پرسش مطرح میشود که با توجه با ساختار هر یک از زبانها کدامین ابزار مشترک و کدام اختصاصی است؟ بیشینه و کمینۀ هر کدام از آنها در این دو زبان کدام است؟ در انتهای بررسی پیکرههای طنزآمیز، زبان ابزارهای دستوری (زبانشناختی) و در دستۀ غیرزبانشناختی مقولههای جنسیتزدگی، قومیتی و سیاسی در دو زبان شناسایی شدند. بسامد نمونههای زبانشناختی بهطور معناداری در دو زبان کمتر از دستۀ غیرزبانشناختی است و نمونههای جنسیتزده و سیاسی از بیشینۀ آشکاری در برابر سایر زیرگروهای معنایی لطیفهها برخوردارند.