مشروعیت و ضرورت بهره گیری از قاعده فقهی الزام در حقوق مخاصمات مسلحانه بین المللی
نویسندگان
1 گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشکده الهیات، دانشگاه یزد، یزد، ایران
2 گروه فقه و حقوق اسلامی، دانشکده الهیات، دانشگاه یزد، یزد، ایران
doi
10.71678/ijrj.2025.967990چکیده
«قاعده الزام»، از جمله قواعد بنیادینی است که میتواند نقش سازندهای در حقوق بینالملل اسلامی و حل تعارضات آن با جامعه بینالمللی ایفا نماید. نوشتار پیش رو با استناد به منابع کتابخانهای و با روش تحلیلی – تطبیقی، امکان بهرهگیری از این قاعده را در مخاصمات مسلحانه بینالمللی مورد کنکاش قرار داده و در قالب بیان مصادیق متعدد، ضرورت نقشآفرینی و ظرفیت قاعده را به رخ میکشد. یافتهها حاکی است با وجود تفاسیر احیاناً منفعتطلبانه برخی دولتها از مقررات موجود در معاهدات ناظر به مخاصمات مسلحانه بینالمللی، بهرهگیری از ظرفیتهای این قاعده مفید و فراگیر، ضروری مینماید. به عنوان نمونه میتوان از تفاسیر موسّع آمریکا و رژیم صهیونیستی از ماده 51 منشور ملل متحد در باب دفاع مشروع، که متاثر از استراتژی امنیت ملی خود ارائه دادهاند، یاد کرد. بر بنیاد نتایج این نوشتار، هرچند دکترین امنیتی اینگونه کشورها، به حکم اولی در فقه امامیّه نامشروع باشد؛ قاعده الزام دریچهای است که با کاربست آن میتوان به دکترین نظامی مورد پذیرش ایشان در مقابل خودشان استناد جست.