مقایسه بیع شرط و عقد دارای خیار شرط
نویسندگان
1 دانشیار حقوق خصوصی، دانشکده حقوق، دانشگاه قم، قم، ایران.
2 دانشجوی دکتری حقوق خصوصی، دانشکده حقوق، دانشگاه قم، قم، ایران.
doi
10.71678/ijrj.2025.1119886چکیده
اصل اولیه در معاملات این است که هیچکدام از طرفین نتوانند عقد را بر هم بزنند این اصل با استثنائاتی مواجه است که به طرفین یا یکی از آنها اختیار فسخ معامله را میدهد. خیار شرط یکی از اختیاراتی است که طرفین با توافق آن را در عقد میگنجانند تا بتواند برای مدتی حق بر هم زدن عقد را داشته باشند. یکی از مباحثی که فقها ذیل بحث خیار شرط مطرح کردهاند و آن را از مصادیق خیار شرط میدانند بیع الخیار یا بیع شرط است. حال با توجه به اینکه فقها بیع الخیار را از مصادیق خیار شرط میدانند در این نوشتار درصدد بررسی این مسئله هستیم که آیا بیع الخیار قابلیت انطباق در تمامی احکام بر خیار شرط را دارد یا وجه تمایزهایی با هم دارند. با بررسی های به عمل آمده مشخص کردیم که در اکثر موارد از جمله ماهیت، ادله عامه و شرایط صحت با هم وجه اشتراک دارند و در پاره ای احکام مانند ادله خاصه، جعل خیار برای ثالث، تصرفات ناقله و شرط استئمار در ظاهر از هم متمایز می شوند و در اکثر موارد نیز فقه و حقوق ساکت است. درمجموع این نتیجه به دست میآید که بیع شرط در اکثر موارد میتواند از خیار شرط تبعیت کند و و مواردی هم که در ظاهر به عنوان وجه تمایز بیع شرط بیان می شوند، تمایز واقعی نیست بلکه تمایز ادعایی و مفروض است و تمایز ادعایی هم مایّز نیست