بررسی فقهی «وکالۀ ثابتۀ» و کاربرد آن در حقوق ایران

نویسندگان

1 استادیار گروه حقوق خصوصی، واحد ساری، دانشگاه آزاد اسلامی، ساری، ایران.

2 استادیار گروه حقوق خصوصی، واحد ساری، دانشگاه آزاد اسلامی، ساری، ایران.

doi
چکیده

هرچند عبارت «وکالۀ ثابتۀ» در معانی گوناگون به کار رفته است، بر اساس آنچه در روایات در این مورد آمده است با اینکه وکیل پس از عزل از سوی موکل، چنانکه برخی فقها عقیده دارند، صلاحیّت اجرای مفادّ وکالت را از دست می­دهد و بقای آن در این فرض، خلاف اصل لزوم وجود تراضی در معاملات می­باشد، با این حال، هرگاه وکیل، نسبت به عزل خود، بی­اطلاع باشد، حق دارد، بقای وکالت را استصحاب نماید. در این صورت با انجام موضوع وکالت، اقدامات وکیل در حق موکّل، نافذ، فرض می­شود. مبنای چنین حکمی در متون فقهی شیعه و سنی، جلوگیری از ضرر وکیل اعلام گردید که به ظهور ایجاد شده از سوی موکل اعتماد نموده و از این طریق، متضرر شده است. این در حالی است که کاربرد مفهوم فوق در برخی قوانین موضوعه با عنوان وکیل ثابت الوکاله-که تحت تأثیر توأمان مفهوم فقهی مذکور و مفهوم نمایندگی ظاهری در حقوق خارجی تأیسیس گردیده است- اندکی تفاوت دارد و بیشتر به دنبال حفظ حقوق شخص ثالث-که عمل حقوقی وکیل،  قانونی برای وی ایجاد می­نماید- و اعتبار مراجع عمومی می­باشد. مبنای چنین دیدگاهی، لزوم اعتماد اشخاص فوق به ظهوری است که موکل با وکالت دادن به وکیل برای شخص ثالث و مراجع عمومی ایجاد نموده و به عنوان مبنای مسئولیت مدنی او در برابر وکیل و طرف دیگر معامله و مراجع عمومی به عنوان تسبیب نیز معرفی شده است.

کلیدواژه‌ها