بررسی امکان جلوگیری از فرزندآوری از جانب یکی از زوجین در فقه حنفیه و حقوق ایران، مبانی و آثار آن
نویسندگان
1
2
3
doi
چکیده
یکی از علل اختلافات زوجین در عصر حاضر، مسئله فرزندآوری یا عدم آن (کنترل موالید) است برخی از زوجین به دلایل شخصی و انگیزههای گوناگون، تمایلی به فرزندآوری ندارند، در حالی که طرف دیگر علاقه، وافری به فرزندآوری دارد. این نوع اختلاف و انگیزه، موجب ورود خسارت معنوی یکی از زوجین میگردد، به همین دلیل، مقاله حاضر با رویکرد توصیفی و تحلیلی و گردآوری دادهها از روش کتابخانهای این مسئله را مورد بحث و بررسی قرار میدهد و نتایج تحقیق، بیانگر آن است که: طبق نظر فقه امامیه، احناف و حقوق موضوعه ایران، فرزندآوری هرچند از آثار استیلاد نبوده، ولی در حد متعارف به عنوان شرط ارتکازی در زمان وقوع عقد نکاح مورد نظر زوجین بوده است، از آنجا که از منظر فقهای امامیه و احناف شرط عدم استیلاد از سوی زوجه در ضمن عقد به دلیل قابلیت انفکاک آن (استیلاد) از مقتضای ذات عقدو قابلیت تغییر آن با شرط مخالف صحیح است، از طرفی اگر فرزندآوی جزء مقتضای اطلاق عقد به حساب میآمد، نه حکم به رخصت ضمنی عزل بدون رضایت وشرط زن صحیح بود و نه حکم به جواز استعمال داروهای ضد بارداری از جانب زن بدون رضایت شوهر، به نظر میرسد دیدگاهی که قائل است فرزندآوری نه جزء ذات عقد نکاح و نه مقتضای اطلاق آن است، پس هر یک از زوجین میتوانند با شرط آن در ضمن عقد و یا تبانی عقد بر پایه آن، فرزندآوری در قلمرو خانواده را به یک الزام ضمانتآور و دارای پشتوانه قانونی تبدیل کنند.