تدلیس در نکاح و تأثیر آن بر مهریه زوجه
نویسندگان
1 دانشگاه رازی
2
doi
10.82322/jwsf.2025.312-1922چکیده
مقدمه: در قانون مدنی ایران، هرچند تدلیس در عقد نکاح بهصراحت پیشبینی نشده است، اما با استناد به احکام و مبانی فقهی و نیز برخی مواد قانونی مانند ماده ۱۱۲۸ قانون مدنی، میتوان آن را یکی از موجبات فسخ نکاح بهشمار آورد. این موضوع از حیث آثار حقوقی و کیفری، نیازمند واکاوی دقیق در ارکان، شرایط و پیامدهای آن است. روش: پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام شده است. در این راستا، ابتدا مفهوم فقهی و حقوقی تدلیس تبیین شده، سپس ارکان تحقق آن، تفاوت و قابلیت جمع خیار تدلیس با خیار عیب و تخلف از شرط صفت، و نیز تأثیر تدلیس هر یک از زوجین یا شخص ثالث بر میزان مهریه زوجه مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین مسئله فوریت اعمال خیار تدلیس و جنبههای مسئولیت کیفری تدلیسکننده تحلیل شده است. یافتهها : نتایج نشان میدهد که در صورت احراز شرایط تدلیس، شخص فریبخورده علاوه بر حق فسخ نکاح، میتواند مطالبه خسارت و زیانهای وارده از تدلیسکننده را بنماید و در صورت وجود سوءنیت، تدلیسکننده مسئولیت کیفری نیز خواهد داشت. همچنین مشخص شد که اگر فسخ نکاح بهدلیل تدلیس پیش از نزدیکی واقع شود، چه از سوی مرد باشد چه از سوی زن، هیچ مهری به زن تعلق نمیگیرد؛ ولی اگر مرد پس از نزدیکی نکاح را فسخ کند، زن مستحق تمام مهر خواهد بود. نتیجهگیری: با توجه به یافتهها، تدلیس در نکاح نهتنها از حیث حقوقی موجد حق فسخ و الزام به جبران خسارت است، بلکه در صورت احراز سوءنیت، جنبه کیفری نیز پیدا میکند. تشخیص دقیق ارکان تدلیس، تفکیک آن از سایر خیارات و توجه به زمان فسخ (پیش یا پس از نزدیکی) در تعیین میزان مهریه نقش تعیینکنندهای دارد. بنابراین، شفافسازی قواعد مرتبط با تدلیس در نکاح، میتواند به کاربرد صحیح و عادلانهتر این نهاد حقوقی در محاکم کمک کند.