ماهیت سوگند نفیالعلم و اصلعدم در فقه امامیه و حقوق کیفری ایران و امکان سنجی تعارض آنها
نویسندگان
1
2
3
doi
چکیده
سوگند در میان ادلهی اثبات دعاوی کیفری، هرچند بهصورت اضعف الدلایل، لکن به عنوان دلیلی مستقل مورد شناسایی مقنن قرار گرفته است. مشخصاً سوگند نفیالعلم علیرغم عدم تصریح در قوانین، یکی از انواع سوگند میباشد که در منابع معتبر فقهی بهصورت صریح و در قوانین موضوعه بهصورت ضمنی ذکر شده است. از موارد کاربردی آن مادهی 326 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 میباشد. مطابق این ماده: «اگر شاکی علیرغم حصول لوث علیه متهم اقامه قسامه نکند و از او مطالبه قسامه کند و متهم درباره اصل جنایت یا خصوصیات آن، ادعای عدم علم کند، شاکی میتواند از وی مطالبه اتیان سوگند بر عدم علم نماید...» از سوی دیگر امر فوق با اصلعدم که مطابق آن «عدم نیاز به اثبات ندارد»، به ظاهر در تعارض است. به عبارتی وفق اصلعدم و قاعدهی(نافی را نفی کافی است) صِرف نفیِ نافی کافی است، لکن بر حسب ظاهر با مادهی فوق الذکر در تضاد است، که به نظر میرسد با توجه به علم داشتن متهم، ادای سوگند ضروری است، فلذا بررسی ماهیت و تبیین موضوع پژوهش حاضر، بهصورت توصیفی-تحلیلی با استناد به منابع کتابخانهای، میتواند در حد بضاعت راه گشایی برای حل اختلافات موجود شود.