تحلیل محتوای برنامۀ درسی فارسی دورۀ ابتدایی بر اساس رویکرد تفکر انتقادی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری رشته برنامه ریزی درسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب

2 گروه علوم تربیتی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب مجتمع ولیعصر(عج)

3 گروه علوم تربیتی،دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی،واحد تهران جنوب - ایران- مجتمع ولیعصر

doi
چکیده

هدف پژوهش حاضر، تحلیل محتوای برنامۀ درسی فارسی دورۀ ابتدایی بر اساس رویکرد تفکر انتقادی است. روش پژوهش تحلیل محتوای کیفی (استقرایی-قیاسی) است. جامعۀ مورد پژوهش شامل راهنمای معلم درس فارسی پایه‌های اول تا ششم ابتدایی، نسخه غیرنهایی راهنمای برنامۀ درسی حوزۀ زبان و ادبیات فارسی سال 1399 به همراه راهنمای برنامۀ درسی حوزۀ تربیت و یادگیری زبان و ادبیات فارسی سال 1394، می باشد. برای تحلیل داده‌ها از دو شیوۀ کدگذاری باز و محوری استفاده شده است. در وهلۀ اول محتوای برنامۀ درسی فارسی دورۀ ابتدایی از منابع مذکور، استخراج و طبقه بندی شده است و سپس ارتباط طبقات استخراج شده برنامۀ درسی با مولفه‌های تفکر انتقادی (بر مبنای لیست 16مولفه‌‌ای تفکر انتقادی جبلی‌آده 2023)، مشخص گردیده است. بر اساس نتایج به دست آمده، محتوای برنامۀ درسی فارسی شامل 8 طبقۀ کلی می‌گردد که عبارتند از: پرورش دانش ادبی-زبانی، خودآگاهی، ترویج نقش برهم کنشی، تاکید بر زنجیرۀ دریافت مفهوم، اعتلای فرهنگی و هویتی دینی- ملی، تقویت قوۀ ابتکار، تفکرمداری و نظام‌یافتگی. از میان این طبقات، طبقه‌های پرورش دانش ادبی-زبانی و اعتلای فرهنگی و هویتی دینی-ملی دارای ارتباط با هیچ‌یک از مؤلفه‌های تفکر انتقادی نبوده‌اند. بنابراین پیشنهاد می‌شود محتوای برنامۀ درسی فارسی دورۀ ابتدایی بازبینی گردد و کلیۀ ابعاد تفکر انتقادی به گونه‌ای متوازن در آن مورد توجه قرار گیرد.