اثربخشی علم و عدم علم در عبادات، معاملات و احکام جزایی
نویسندگان
1 گروه الهیات ( فقه و حقوق اسلامی)،واحد قائم شهر،دانشگاه آزاد اسلامی، قائم شهر، ایران
doi
10.71654/jcld.2025.1221520چکیده
در حوزه معاملات، میتوان دو فرض اصلی را مطرح کرد: نخست، فرض علم نسبت به اصول کلی معاملات و دوم، فرض جهل در جزئیات و فروعات. در این زمینه ، قلمرو علم وجهل فضای گسترده ای را در بر میگیرد که هر کدام تأثیر قابل توجهی بر فرآیند تصمیمگیری و نتایج معاملات دارد؛ به بیان دیگر، بایدهایی که آگاهی از آنها ضروری است و نیز بایدهایی که مانع از نا آگاهی در مورد موضوعات مختلف میشوند. این مسأله که آیا در معاملات، فرض بر آگاهی و علم طرفین است و جهل در شرایط خاص فاقد اشکال تلقی میشود، یا اینکه جهل تحت چه شرایطی عذر محسوب است و چه نوع جهلی میتواند مورد پذیرش قرار گیرد، مورد توجه این مقاله است. همچنین، این مقاله، به موضوعاتی از جمله: جهل در عبادات و قوانین کیفری پرداخته و تلاش دارد تا ابعاد مختلف این مسأله را مورد بررسی قرار دهد. در این مقاله، روش تحقیق به شیوهای توصیفی تحلیلی صورت گرفته است. نتیجه اینکه در متون فقهاء، چنین بیان شده است که در بررسی حکم وضعی عبادات یک فرد جاهل، میان جاهل قاصر و جاهل مقصر تفاوتهای قابل توجهی وجود دارد. جاهل مقصر به دلیل کوتاهی و قصورش در کسب دانش، از نظر حکم، مانند عالم، محسوب است و به همین دلیل، اعمال عبادی او اعتبار شرعی ندارد و مورد مؤاخذه و عقاب قرار میگیرد؛ اما در مورد جاهل، نسبت به حکم و موضوع، نظر مشهور فقهاء بر این است که عمل او به طور مطلق صحیح است. در معاملات، معمولاً، جهل مورد قبول قرار گرفته است. در حوزه حقوق کیفری، جهل میتواند موجب سقوط مسئولیت کیفری و مجازات گردد.