تبیین هدف چهارم از سند 2030 در آموزش فراگیر دختران و پسران در مقایسه با حق آموزش برابر در فقه و حقوق ایران

نویسندگان

1 فقه و مبانی حقوق اسلامی،دانشگاه آزاد اسلامی بابل، ایران.

2 فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه آزاد اسلامی، بابل، ایران.

3 فقه و مبانی حقوق اسلامی،دانشگاه ازاد اسلامی،بابل،ایران

doi
چکیده

یکی ازاصلی ترین و چالش انگیزترین موضوعات سند2030سازمان ملل متحد درسال 2015هدف چهارم بامسئله"حق آموزش فراگیر دختران و پسران و تضمین کیفیت عادلانه میان آنها و ایجاد فرصتهای یادگیری مادام العمر برای همه"بوده است. پژوهش حاضردرهمین راستا ضمن بررسی این موضوع به مقایسه آن با حق برآموزش درقوانین فقهی وحقوقی ایران پرداخته است. یافته های پژوهش که به شیوه توصیفی – تحلیلی صورت پذیرفته بیانگرآن است که اولاتدوین اینگونه اسنادبین المللی بدون در نظرگرفتن شاخص های مهمی ازجمله: دین، فرهنگ وارزشهای حاکم برجوامع؛ هیچ گاه نمی تواند نسخه شفابخشی برای آنها باشد در ثانی باوجود قوانین متنوع فقهی وحقوقی درایران هیچ گاه نیاز به اقدام عملی برای اجرای هدف چهارم ازسند 2030 نداریم و در این زمینه عدالت آموزشی و ایجاد فرصتهای یادگیری برای همه گان به درستی صورت می پذیرد ونیازی به اینگونه اسناد احساس نمی شود . البته ناگفته پیداست که کمبودها و نواقص در موضوع مورد بحث را می توان در موضوعات دیگر از جمله ضعف مدیران در اجرای برنامه های آموزشی یا فقدان مدیران کارآمد و تهیه و تنظیم محتوای آموزشی بر اساس استانداردهای آموزشی و موارد دیگر جستجو نمود که به عنوان پیشنهاد ارائه گردید.