شناسایی ابعاد و مولفه های رهبری هم¬افزا به منظور ارائه الگوی مناسب در مدارس ابتدایی
نویسندگان
1 گروه مدیریت آموزشی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران.
2 گروه مدیریت آموزشی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران (نویسنده مسئول). f.malekian@iau.ac.ir
3 گروه مدیریت آموزشی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران.
4 گروه مدیریت آموزشی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران.
doi
چکیده
پژوهش حاضر با هدف شناسایی ابعاد و مؤلفههای رهبری همافزا در مدارس ابتدایی و ارائه الگویی مناسب، از رویکرد آمیخته تأییدی متوالی و روش دادهبنیاد (گراندد تئوری) بهره گرفت. دادهها از تحلیل ۷۵ سند معتبر بینالمللی و داخلی (مقالات، گزارشها و اسناد سیاستی) و مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۳۳ صاحبنظر (مدیران مدارس، اعضای هیئتعلمی و متخصصان رهبری آموزشی) گردآوری شدند. تحلیل اسناد، مؤلفههای کلیدی مانند فرهنگ همکاری (۵۲ مورد)، مشارکت ذینفعان (۴۵ مورد) و یادگیری سازمانی (۴۱ مورد) را برجسته کرد. در بخش کیفی، کدگذاری سهمرحلهای (باز: ۹۲ کد اولیه به ۲۳ کد غیرتکراری؛ محوری: ۸۸ مقوله فرعی؛ انتخابی: ۳ کد هستهای) منجر به پارادایم کدگذاری شد. پدیده محوری «ابعاد و مؤلفههای رهبری همافزا» حول شش طبقه هستهای سازماندهی گردید: شرایط علی (تنوع فرهنگی و تحولات فناوری)، شرایط زمینهای (ساختارهای مشارکتی)، عوامل مداخلهگر (مقاومت فرهنگی و محدودیتهای سیاستی)، راهبردها (رهبری توزیعی، توانمندسازی معلمان و همکاری تیمی)، و پیامدها (ارتقای عملکرد تحصیلی، رضایت شغلی و نوآوری آموزشی). مدل پارادایمی پیشنهادی، با انعطافپذیری بالا و همخوانی با مدل مانوئل (۲۰۱۰) و نظریههای تحولآفرین و یادگیری سازمانی، الگویی عملی برای غلبه بر چالشهای سنتی رهبری در مدارس ابتدایی ایران ارائه میدهد و مدارس را به سازمانهای یادگیرنده و تابآور تبدیل میکند