توسعه یک چارچوب بومی‌شده برای حکمرانی آموزشی در نظام آموزش عالی ایران بر پایه فناوری بلاک‌چین

نویسندگان

1 استادیار، گروه علوم تربیتی، هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه، کرمانشاه، ایران.

2 گروه مدیریت آموزشی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران.

3 گروه مدیریت آموزشی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران.

doi
چکیده

تحول دیجیتال در نظام آموزش عالی ایران نیازمند الگوهای حکمرانی نوینی است که بتوانند پاسخگوی پیچیدگی‌های فناورانه، انسانی و نهادی در عصر داده‌محور باشند. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف توسعه یک مدل بومی‌شده برای حکمرانی آموزشی مبتنی بر فناوری بلاک‌چین انجام شده است تا نحوه تلفیق اصول حکمرانی خوب با قابلیت‌های فناوری دفترکل توزیع‌شده در ارتقای شفافیت، اعتماد و کارآمدی نظام آموزش عالی را تبیین کند. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث روش، ترکیبی اکتشافی ـ تبیینی است که داده‌های آن از طریق مرور نظام‌مند منابع، مصاحبه‌های عمیق با خبرگان و تحلیل مدل‌سازی معادلات ساختاری گردآوری و تحلیل شده است. در بخش کیفی، جامعه شامل خبرگان، مدیران کلان و میانی و متخصصان دانشگاهی در حوزه حکمرانی آموزشی مبتنی بر بلاک‌چین بوده و نمونه‌گیری به روش گلوله‌برفی تا رسیدن به اشباع (۱۰ تا ۱۵ نفر) انجام شد؛ داده‌ها با گراندد تئوری تحلیل شد. در بخش کمی، جامعه شامل مدیران، کارشناسان و کارکنان مراکز آموزش عالی کرمانشاه است که نمونه‌گیری در دسترس با حجم ۳۸۵ نفر و تحلیل داده‌ها با مدل معادلات ساختاری و تحلیل عاملی تاییدی صورت گرفت تا مدل کیفی توسعه یافته، اعتبارسنجی شود. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که عوامل فناورانه شامل طراحی فنی زیرساخت بلاک‌چین آموزشی، سازگاری سامانه‌های اطلاعاتی دانشگاهی و تصمیم‌گیری مبتنی بر داده‌ها، تأثیر مثبت و معناداری بر تحقق تحول دیجیتال در نظام آموزش عالی دارند (β=0.47، Z=8.155) همچنین، عوامل فردی از جمله توانمندی دیجیتال اعضای هیئت‌علمی و کارکنان، استقرار سیستم مدیریت دانش مبتنی بر بلاک‌چین و بهره‌گیری از گیمیفیکیشن در جذب و ارتقای نیروها، اثر معناداری بر افزایش خلاقیت فردی و انطباق مهارتی با الزامات تحول دیجیتال آموزشی داشته‌اند (β=0.56، Z=6.626) یافته‌ها نشان داد که حمایت مدیریتی، ارتباطات مؤثر و فرهنگ مشارکتی مبتنی بر اعتماد دیجیتال، نقش تعدیل‌کننده‌ای میان عوامل فناورانه–فردی و ظرفیت نوآوری آموزشی ایفا می‌کنند (β=0.51، Z=5.182) علاوه بر این، ظرفیت نوآوری آموزشی به‌عنوان متغیر میانجی، نقشی تعیین‌کننده در تحقق تحول دیجیتال فرایندهای کلیدی حکمرانی آموزشی داشته است (β=0.61، Z=9.139) نتایج نهایی نیز بیانگر آن است که افزایش ظرفیت نوآوری در سطوح فردی، گروهی و سازمانی اثر مثبت و معناداری بر کیفیت پیاده‌سازی مدل بومی حکمرانی آموزشی مبتنی بر بلاک‌چین دارد (β=0.66، Z=13.321) و موجب ارتقای شفافیت، اعتماد نهادی و انطباق نظام آموزش عالی با تحولات فناورانه می‌شود. بر مبنای این یافته‌ها، مدل نهایی پژوهش نشان می‌دهد که موفقیت حکمرانی آموزشی مبتنی بر بلاک‌چین در ایران، مستلزم هم‌افزایی میان سه رکن فناوری، انسان و حکمرانی است. این مدل بومی با ترکیب عناصر فنی (زیرساخت و معماری بلاک‌چین)، انسانی (توانمندی دیجیتال و یادگیری سازمانی) و نهادی (سیاست‌گذاری و شفافیت داده)، می‌تواند مسیر گذار آموزش عالی ایران از حکمرانی متمرکز به حکمرانی هوشمند، شفاف و اعتمادمحور را فراهم سازد.