طراحی و اعتباریابی الگوی توسعه رهبری معنوی مدیران در آموزش و پرورش استان ایلام
نویسندگان
1 گروه مدیریت آموزشی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران.
2 دانشیار، گروه علوم سیاسی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران.
3 گروه مدیریت آموزشی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران.
doi
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتباریابی الگوی توسعه رهبری معنوی مدیران آموزش و پرورش استان ایلام انجام شد. رهبری معنوی بهعنوان رویکردی ارزشمحور و الهامبخش، میتواند با ایجاد معنا در کار، تقویت تعهد سازمانی، ارتقای اخلاق حرفهای و بهبود جو سازمانی، به تحول در مدیریت آموزشی کمک کند. این پژوهش در پی پر کردن خلأ موجود در ادبیات بومی رهبری معنوی در بافت فرهنگی-اجتماعی خاص استان ایلام بود. روش تحقیق: این پژوهش از نوع کیفی و با رویکرد دادهبنیاد انجام گرفت. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته و تکنیک دلفی جمعآوری و تحلیل شدند. جامعه هدف شامل متخصصان مدیریت آموزشی، اساتید دانشگاه و مدیران باتجربه آموزش و پرورش بود. فرآیند دلفی در چهار دور اجرا شد و پس از حذف شاخصهای فاقد اجماع (میانگین کمتر از ۳ در طیف لیکرت ۵ درجهای)، ۹۹ شاخص نهایی با میانگین بالای ۴٫۵۰ تأیید گردیدند. این شاخصها در قالب ابعاد اصلی مانند باورهای معنوی، اخلاقمداری، رفتار سازمانی، عدالتمحوری، توانمندسازی کارکنان و تحول فرهنگی سازماندهی شدند. یافتههای تحقیق: الگوی نهایی توسعه رهبری معنوی شامل ابعاد کلیدی نظیر خودآگاهی و خودکنترلی معنوی، الگوسازی رفتاری مدیر، ایجاد چشمانداز مشترک، تقویت اعتماد و همدلی، عدالت سازمانی، و نهادینهسازی ارزشهای انسانی-اسلامی است. شاخصهای برتر شامل تقویت روحیه مسئولیتپذیری، صداقت در گفتار، الگو بودن مدیر در معنویت، ترویج فضیلتگرایی و ایجاد انگیزه از طریق رفتار الهامبخش بودند. این الگو با ویژگیهای بومی استان ایلام (مانند آموزش معنویت به سبک محلی و پذیرش تفاوتهای فرهنگی) تطبیق داده شده و قابلیت تبدیل سازمان آموزشی به کانون معنا و ارزش را دارد. نتیجهگیری: الگوی پیشنهادی بهعنوان چارچوبی جامع و بومیشده، میتواند مبنای برنامههای توانمندسازی مدیران قرار گیرد و به ارتقای سلامت سازمانی، انگیزش درونی معلمان، تعهد سازمانی و عملکرد آموزشی منجر شود. اجرای این الگو نیازمند توجه به آموزش معنویت کاربردی، ارزیابی مبتنی بر رفتار اخلاقی و کاهش بوروکراسی است. یافتهها نشان میدهند که رهبری معنوی نهتنها عملکرد مدیریتی را بهبود میبخشد، بلکه به تربیت نسلی متعهد به ارزشهای دینی و انسانی در نظام آموزشی کمک میکند.