اخلاق بدنمند: نقد رویکرد عصب فلسفه در طراحی محیط‌های یادگیری

نویسندگان

1 گروه علوم تربیتی ، واحد تربت حیدریه، دانشگاه آزاد اسلامی،تربت حیدریه،ایران

2 عضو هیات علمی دانشگاه فرهنگیان، تهران

3 گروه علوم تربیتی، واحد تربت حیدریه، دانشگاه آزاد اسلامی، تربت حیدریه، ایران

doi
چکیده

درک چرچلند از اخلاق، گره‌خورده با عصب‌فلسفه او از شناخت، بر ماهیت اخلاق و عاملیت بدن‌مندانه تمرکز دارد. او با رویکرد فیزیکالیستی، عاملیت اخلاقی را بدون اراده آزاد، آگاهی و حیث التفاتی توصیف می‌کند. این پژوهش، با ارائه رویکرد بدیل از چرچلند، وجهی رادیکال از بدن‌مندی را در طراحی محیط‌های یادگیری کاوش می‌کند. هدف اصلی، توصیف ارتباط متقابل تجربه اول‌شخص و سوم‌شخص ذیل بدن‌مندی موقعیتی است تا تصویری تمام‌نگار از اخلاق برای طراحی محیط‌های یادگیری ارائه شود. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است. در گام نخست، مفاهیم کلیدی عصب‌فلسفه چرچلند و عصب‌پدیدارشناسانه وارلا در بستر محیط‌های یادگیری تحلیل شد. سپس، عاملیت اخلاقی بدن‌مند با بررسی رابطه آن با بدن‌مندی/غیربدن‌مندی به‌طور کلی و تداخل آن در موقعیت‌های یادگیری به‌طور خاص، مورد واکاوی قرار گرفت. یافته‌ها نشان می‌دهد عاملیت اخلاقی بدن‌مند، امری موقعیتی است که در تعامل ذهن-مغز، در بافت فرهنگی، اجتماعی و زیستی شکل می‌گیرد. این امر، گذار از یگانه‌انگاری یا دوگانه‌انگاری (ذهن-مغز، درون-بیرون، فرد-جمع) را ضروری می‌سازد و رویکردی تمام‌نگار را با ادغام تجربه اول‌شخص و سوم‌شخص، همراه با حیث التفاتی تجربه زیسته، پیشنهاد می‌کند. تعامل گشوده ذهن-مغز، محیط‌های یادگیری را لایه‌ای، غیرقابل‌پیش‌بینی و تحول‌آفرین ترسیم می‌کند که از طریق مجاورت بدن‌مندانه اخلاق فرد با دیگری یا عوامل محیطی، پیوسته بازسازی می‌شود. پیشنهادها شامل طراحی محیط‌های یادگیری بر پایه بدن‌مندی موقعیتی برای تقویت تعاملات اخلاقی معلم-دانش‌آموز است.