سودمندی کشت مخلوط کنجد-لوبیا چشم بلبلی در تیمارهای مختلف کودی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زراعت، دانشکده کشاورزی، دانشگاه زابل، زابل، ایران

2 استاد گروه زراعت و اصلاح نباتات، دانشکده کشاورزی، دانشگاه زابل، زابل، ایران

3 استادیار گروه زراعت و اصلاح نباتات، دانشکده کشاورزی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران

4 دانشیار گروه زراعت و اصلاح نباتات، دانشکده کشاورزی، دانشگاه زابل، زابل، ایران

doi
چکیده

به منظور بررسی تأثیر مدیریت سیستم‌های مختلف مصرف کود و نقش نسبت های متفاوت کشت مخلوط کنجد و لوبیا چشم بلبلی در حاصل خیزی خاک، آزمایشی به صورت کرت‌های خرد شده در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی در سال 1393 در استان فارس، شهرستان فسا اجرا گردید. فاکتور اصلی شامل مصرف کودهای شیمیایی و آلی: نیتروژن + فسفر (F1)، کود آلی (F2)، کود زیستی (F3)، شیمیایی 50% + 50% آلی (F4) و 50% شیمیایی + 50% زیستی (F5)، و فاکتور فرعی شامل نسبت های کاشت گیاهان: کشت خالص کنجد (M1)، کشت خالص لوبیا چشم بلبلی (M2)، کشت مخلوط 50:50 (M3)، کشت مخلوط 25:75 کنجد-لوبیا چشم بلبلی (M4) و کشت مخلوط 75:25 کنجد-لوبیا چشم بلبلی (M5)، بودند. نتایج نشان داد که عملکرد و اجزای عملکرد کنجد و لوبیا چشم بلبلی به طور معنی‌داری تحت تأثیر مصرف کود و نسبت‌های کاشت قرار گرفتند. بیشترین عملکرد کنجد (1292/60 کیلوگرم در هکتار) و لوبیا چشم بلبلی (3772/40 کیلوگرم در هکتار) در شرایط تک‌کشتی به دست آمد و در بین تیمارهای کودی بیشترین عملکرد کنجد (950/49 کیلوگرم در هکتار) و لوبیا چشم بلبلی (2582/50 کیلوگرم در هکتار) به ترتیب متعلق به اعمال تیمار کود آلی (F2) و کود زیستی (F3) بودند. علی رغم این نتایج، نسبت‌های کاشت نشان داد که بیشترین مقدار نسبت برابری زمین (LER) متعلق به سیستم کودی F4 با میانگین 1/24 و نسبت کاشت 50:50 (M3) با میانگین 1/03 بودند. بنابراین، با توجه به این نتایج، به نظر می‌رسد که نسبت کاشت M3 و مصرف 50% کود شیمیایی + 50% کود آلی (F4)، می‌تواند مصرف کمتر کودهای شیمیایی و سودمندی کشت مخلوط این دو گیاه را به همراه داشته باشد.