شناسایی مؤلفه های الگوی مثلث سازی در زوج های جوان ایرانی: پژوهشی کیفی با استفاده از نظریه داده بنیاد
نویسندگان
1 دانشجوي دکتري روانشناسي، گروه روانشناسي، واحد مرودشت، دانشگاه آزاد اسلامی، مرودشت، ایران
2 استادیار، گروه روانشناسی، واحد مرودشت، دانشگاه آزاد اسلامی، مرودشت، ایران.
3 استاديار، گروه روانشناسی، مؤسسه آموزش عالی زند، شيراز، ايران
4 دانشیار، گروه روانشناسی، واحد مرودشت، دانشگاه آزاد اسلامی، مرودشت، ایران.
doi
چکیده
هدف پژوهش حاضر، شناسایی مؤلفههای الگوی مثلثسازی در زوجهای جوان ایرانی بود. روش: این پژوهش با شیوه کیفی و با استفاده از نظریه داده بنیاد انجام و نهایتاً یک الگوی پارادایمی ارائه شد. جامعه آماری شامل زوجهای ساکن شیراز با دامنۀ سنی 40-20 در 1402-1401 بود. با نمونهگیری هدفمند، آزمودنیها انتخاب شدند و تا رسیدن به اشباع نظری، درنهایت 18 نفر مورد مصاحبه قرار گرفتند و سپس پاسخها با استفاده از روش اشتراوس و کوربین و کدگذاريهاي باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. يافتهها: مقوله «مثلثسازی در زوجهای جوان ایرانی» به عنوان «مقولۀ محوری» انتخاب شد. 8 مقوله تحت عنوان «راهبردها» شامل مثلثسازی با فرزندان، والدین، خانوادۀ نَسَبی، روابط فرازناشویی، دوستان، افراد مصرف کنندۀ مواد مخدر و مصرف مواد، جامعۀ خرافی، و عوامل غیرزنده بود که 3 مورد آخري مختص جامعه ايراني بودند و 27 مقوله فرعی تحت عناوين «شرایط علی، زمینهای، مداخلهگر، و پیامدها» گروهبندی شدند. شرایط علّی مانند ویژگی شخصیتی تمایزنایافتگی که به طور مستقيم منجر به انواع مثلثسازیها میشوند. شرایط زمینهساز مانند هنجارهای فرهنگی و یا شرایط مداخلهگر مانند تأثیرات منفي فضای مجازی هم به طور غیرمستقیم منجر به انواع مثلثسازیها میشوند. بحث: زوجها در تعارضات زناشویی دست به انواع مثلثسازیها میزنند تا هرچند به طور موقت آرام گیرند، امّا این شیوۀ ناکارآمد پیامدهایی از قبیل آسیب به فرزندان دارد. با توجه به اين نتايج، عوامل شناسایی شده تأثیرگذار بر مثلثسازی در زوجهای جوان ایرانی میتواند بهعنوان هدف آموزشی و درمانی برای روانشناسان و مشاوران قلمداد گردد تا از ایجاد مثلثها و پیامدهای آن در خانواده جلوگیری گردد.