واکاویِ ایدئولوژیِ خودی‌سازیِ غرب و بیگانه‌سازیِ حکومت در داستان‌نویسی مدرن ایران برمبنای رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی (مطالعۀ موردی: سیاحت‌نامۀ ابراهیم‌بیگ)

نویسندگان

1 استادیار زبان‌شناسی همگانی دانشگاه دامغان، دامغان، ایران

2 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه دامغان، دامغان، ایران.

doi
10.29252/LRR.13.4.5
چکیده

رمان اجتماعی ـ انتقادی سیاحت‏نامۀ ابراهیم‏بیگ اثری است که نویسندۀ آن با استفاده از غربِ خودی‏سازی‏شده، به انتقاد از جامعۀ خود و نهادهای سیاسی و مذهبیِ آن پرداخته است. در این گفتمان، تقابل ایران و غرب تلاشی برای ازبین بردن شکاف میان خود و دیگری، از طریق معکوس کردن نقش آنان و عجیب و غریب نشان دادن «خود» بیش از «دیگری» است. جستار حاضر با شناسایی شیوه‏ها و راهبردهای گفتمانی‏شدۀ بازنماییِ ایدئولوژی در داستان مزبور، می‏کوشد به دو سؤال بنیادین پاسخ گوید: الف) راهبردهای گفتمانی چگونه به انتقال ایدئولوژی نویسنده می‏پردازند؟ ب) معکوس‏سازیِ گفتمانی که نتیجۀ فرایند خودی‏سازیِ غرب است، در داستان به چه نحو نمود یافته است؟ هدف این مقاله که با روش توصیفی ـ تحلیلی انجام شده است، بررسی بازنمایی غرب در رمان ابراهیم‏بیگ از منظر مربع ایدئولوژیک ون‏دایک است. دستاورد اصلی پژوهش بیانگر آن است که تصویر غرب در گفتمان مراغه‏ای، به‏عنوان یک روشنفکر تجددخواه، نمایندۀ تصویر کلیشه‏ای که در روان ایرانیان از این پدیده وجود دارد، نیست. وی در گفتمان خود، با استفاده از استراتژیِ کلی قطبی‏سازی، بر نقاط قوت غرب به‌مثابۀ گروه خودی، تأکید کرده و نقاط ضعف حاکمان ایران به‏عنوان گروه غیرخودی را برجسته‏تر بازنمایی کرده است. نویسنده در توصیف گروه «خودی» با کاربست راهبردهایی چون قطب‏بندی، مقایسه، دلالت ضمنی، دراماتیزه ‏کردن و کنایه، روحیۀ آزادگی، وارستگی و سخت‏کوشی آنان را در متن القا می‏کند و در بازنمایی گروه «غیر‏خودی»، با بهره‏گیری از راهبردهایی چون توصیف کنشگر، اغراق، و بازی با اعداد، ویژگی‏هایی همچون طمع‏ورزی، بیدادگری، واپس‏گرایی، و فریبکاری را به مخاطب نشان می‏دهد.