مقایسه افکار خودکشی، حمایت اجتماعی ادراک شده و احساس خودکارآمدی در میان معتادان به مواد صنعتی، سنتی و ترکیبی

نویسندگان

1 گروه روانشناسی، واحد چالوس، دانشگاه آزاد اسلامی، چالوس، ایران.

2 گروه حسابداری، واحد چالوس، دانشگاه آزاد اسلامی، چالوس، ایران.

3 گروه روانشناسی، واحد چالوس، دانشگاه آزاد اسلامی، چالوس، ایران.

doi
چکیده

هدف: این پژوهش با هدف مقایسه افکار خودکشی، حمایت اجتماعی ادراک‌شده و خودکارآمدی در میان افراد وابسته به مواد صنعتی، سنتی و ترکیبی، و بررسی نقش میانجی خودکارآمدی در رابطه بین حمایت اجتماعی و افکار خودکشی انجام شد. این مطالعه بر اساس نظریه شناختی–اجتماعی بندورا (1997) و نظریه بین‌فردی خودکشی جوینر (2005) طراحی شد تا تفاوت‌های روان‌شناختی و سازوکارهای محافظتی را روشن سازد. روش‌شناسی: پژوهش حاضر از نوع علّی–مقایسه‌ای مقطعی بود. جامعه آماری شامل بیماران بستری مراکز ترک اعتیاد تهران در سال 1403 (2024–2025) بود. از میان آن‌ها 90 نفر (30 نفر در هر گروه) با نمونه‌گیری در دسترس و تخصیص تصادفی انتخاب شدند. ابزارها شامل پرسشنامه افکار خودکشی بک (BSSI)، مقیاس حمایت اجتماعی ادراک‌شده چندبعدی (MSPSS) و مقیاس خودکارآمدی عمومی (GSE) بودند. داده‌ها با آزمون t مستقل، همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه در SPSS 26 تحلیل شد و میانجی‌گری با روش بوت‌استرپ (5000 نمونه) بررسی گردید. یافته‌ها: نتایج نشان داد میانگین افکار خودکشی در گروه صنعتی به‌طور معناداری بالاتر از گروه‌های سنتی و ترکیبی بود. حمایت اجتماعی و خودکارآمدی در گروه صنعتی پایین‌تر بود. میان حمایت اجتماعی و افکار خودکشی و نیز میان خودکارآمدی و افکار خودکشی رابطه منفی معنادار وجود داشت. خودکارآمدی به‌صورت نسبی رابطه بین حمایت اجتماعی و افکار خودکشی را میانجی‌گری کرد. نتیجه‌گیری: افراد وابسته به مواد صنعتی آسیب‌پذیری روان‌شناختی بیشتری دارند. تقویت حمایت اجتماعی و خودکارآمدی از طریق مداخلات خانواده‌محور و آموزش مهارت‌های مقابله‌ای می‌تواند چارچوبی مؤثر برای پیشگیری از خودکشی و ارتقای سیاست‌های بازتوانی در ایران فراهم آورد.