بررسی رابطه بین باورهای فراشناختی وخودکارآمدپنداری با نقش واسطه ای خودتنظیمی در دانش آموزان متوسطه اول شهر شیراز

نویسندگان

1 دکتری روانشناسی عمومی، واحد مرودشت، دانشگاه آزاد اسلامی، شیراز، ایران. ایمیل: Mina.Zarnaghash@yahoo.com

2 کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی، واحد مرودشت، دانشگاه آزاد اسلامی، شیراز، ایران. (نویسنده مسئول). ایمیل: maryamrajpoot885@gmail.com

doi
چکیده

هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین باورهای فراشناختی و خودکارآمدپنداری با نقش واسطه‌ای خودتنظیمی در دانش‌آموزان متوسطه اول شهر شیراز انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش تمامی دانش آموزان دختر و پسر  متوسطه اول شهر شیراز در سال 1404- 1403 که تعداد 2650  نفر می باشند. نمونه پژوهش مورد نظر تعداد 250 دانش آموز بودند که با استفاده از نمونه گیری خوشه‌ای مرحله ای انتخاب شدند و به پرسشنامه‌های باورهای فراشناختی ولز (1997)، خودتنظیمی بوفارد و همکاران (1995) و خودکارآمدپنداری بندورا (1997)، پاسخ دادند. داده‌ها با استفاده از آزمون معادلات ساختاری تحت نرم‌افزار Spss و Amos مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته‌ها: نتایج آزمون کولموگروف–اسمیرنف نشان داد که داده‌ها از توزیع نرمال برخوردارند، بنابراین استفاده از روش‌های پارامتری و مدل‌سازی معادلات ساختاری بلامانع بود. در تحلیل مدل اندازه‌گیری، کلیه بارهای عاملی بالاتر از 0.30 و در سطح 0.05 معنادار گزارش شدند که بیانگر روایی سازه مطلوب ابزارها است. همچنین شاخص‌های برازش مدل در دامنه قابل‌قبول قرار گرفتند که نشان‌دهنده برازش مناسب مدل ساختاری است. نتایج تحلیل بوت‌استرپ حاکی از آن بود که اثر غیرمستقیم باورهای فراشناختی بر خودکارآمدی از طریق خودتنظیمی معنادار است، درحالی‌که اثر مستقیم باورهای فراشناختی بر خودتنظیمی معنادار نبود. نتیجه‌گیری: به طور کلی یافته‌ها نشان دادند که خودتنظیمی به عنوان متغیر میانجی معنادار عمل می‌کند و می‌تواند سازوکار انتقال اثرات شناختی باورهای فراشناختی به سطح بالاتری از خودکارآمدی را توضیح دهد.