نقدی بر آرای خلفالله در قصههای قرآن بر مبنای تفاسیر عصری
نویسندگان
1 دانشگاه تهران
2 استادیار دانشگاه علوم اسلامی رضوی
doi
چکیده
کارکرد متعدد قصه در طول تاریخ بشر، بر هیچ نیکاندیشی پوشیده نیست. قرآن، کتاب آسمانی و هدایت، از کنار سرگذشتِ پرفراز و نشیب بشر بیتفاوت نگذشته و با گزینش برخی از بهترین قصههای واقعی و تأثیرگذار، تجربة گذشتة دنیا را با هدف هدایتگری و پنددهی، در اختیار بشر نهاده است. با آنکه قرآن خود را «حق» خوانده است برخی مانند خلفالله، وقوع خارجی قصص را نفی میکنند و با صرف وحیانی دانستن قصهها، آنها را تمثیل و اسطوره میدانند. با وجود نگارشهای متعدد در پاسخ به این ادعا، نگارنده با تکیه بر برخی تفاسیر عصری، توانسته است نقطة مرکزی گفتار خلفالله را معین کند و با تبیین تفاوت امروزین قصه و اسطوره با عصر نزول، انگیزههای او را از اسطورهانگاری قصص مشخص سازد. تجمیع آرای خلفالله، بیان ایرادات دیدگاه وی و سپس نقد آن از یافتههای نگارنده در مقالة حاضر است که با تأکید بر تفاسیر عصری فراهم گردیده است.