مطالعه میزان و نوع استفاده از ماهواره و رابطه ی آن با دینداری جوانانِ شهر و روستاهای سنندج

نویسندگان

1 دانشیار، گروه مطالعات توسعه اجتماعی، دانشگاه تهران

2 دانشجوی دکتری، گروه مردم شناسی، دانشگاه تهران

doi
چکیده

این مقاله، نتیجه یک مطالعه توصیفی ـ تبیینی از نوع علی ـ مقایسه‌ای است که ابتدا به مطالعه میزان استفاده از ماهواره و نوع انتخاب کانال‌ها، و رابطه­ی آن با میزان دینداری جوانان 18 تا 29 سال در شهرستان سنندج پرداخته است. سپس عوامل مؤثر بر میزان استفاده از ماهواره و تفاوت میزان استفاده در بین بینندگان شهری و روستایی این منطقه را نیز تحلیل کرده است. به لحاظ نظری، مساله تماشای تلویزیون ماهواره ای و اثر آن بر دینداری را با ترکیب نظریه «کاشت» و نظریه «عرفی‌شدن» پیتر برگر مورد استفاده قرار دادیم. به لحاظ روش شناسی نیز از پیمایش میدانی استفاده کردیم که در آن حجم نمونه بالغ بر 583 نفر از جوانان شهر و روستاهای سنندج در بازه زمانی 1391 ـ 92 می‌ شد. برخی یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که از یک طرف، متغیرهای «وضعیت اجتماعی ـ اقتصادی»، «جنسیت» و «سن» فاقد رابطه‌ی معنادار با میزان استفاده از ماهواره هستند. اما متغیرهای «وضعیت تأهل»، «تحصیلات» و «شغل» دارای رابطه‌ی معناداری با میزان استفاده از ماهواره می‌باشند. از طرف دیگر این فرض که «میزان استفاده از ماهواره با میزان تعلق و پایبندی دینی رابطه معنادار دارد»، در بین بینندگان شهری تأیید شد اما در بین بینندگان روستایی تنها می‌توان گفت که در دو بُعد اعتقادی و پیامدی، ماهواره به میزان اندکی موجب کاهش تعلق و پایبندی دینی شده است. چگونگی استفاده از ماهواره و نوع کاربرد آن (فرهنگی، سیاسی، تفریحی و اطلاعاتی) نیز بر میزان دینداری تأثیر معنادار نداشته است. نتایج آزمون t نیز نشان داد که تفاوت میزان استفاده از ماهواره در بین جوانان شهر و روستاهای سنندج معنادار نیست؛ با این حال بر مبنای نظریه «کاشت»، ماهواره در کنار عوامل دیگر در بین جوانان شهری به نسبت جوانان روستا با شدت بیشتری در چهار بّعدِ اعتقادی، عاطفی، پیامدی و مناسکی منجر به تغییر نگرش­ها و رفتارهای دینی شده است.