تأثیر گیاهان پوششی زمستانه بر تراکم و زیستتوده علفهای هرز و عملکرد سیبزمینی (Solanum tuberosum L.)
نویسندگان
1 دانش آموختهی کارشناسی ارشد گروه زراعت و اصلاح نباتات، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
2 استاد گروه زراعت و اصلاح نباتات، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
3 دانشجوی دکتری گروه زراعت و اصلاح نباتات، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
4 دانشجوی کارشناسی ارشد گروه زراعت و اصلاح نباتات، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
doi
10.30495/jcep.2021.679982چکیده
به منظور بررسی تأثیر گیاهان پوششی زمستانه بر تراکم و زیست توده علف های هرز و عملکرد سیب زمینی، آزمایشی در سال 1397 در شهرستان نمین (روستای ینگجه ملامحمدرضا) واقع در استان اردبیل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار اجرا شد. تیمارهای آزمایشی شامل کشت گیاهان پوششی چاودار (Secale cereal L.)، ماشک گل خوشه ای (Vicia villosa Roth.)، خلر (Lathyrus sativa L.) و ماشک لامعی (Vicia panonica L.) بودند. نتایج نشان داد که بیشترین زیست توده خشک گیاهان پوششی از تیمار چاودار (696 گرم در متر مربع) به دست آمدند. همچنین، کمترین تراکم در نمونه برداری اول و دوم (به ترتیب 3/9 و 6/23 بوته در مترمربع) از تیمار چاودار حاصل شد. کمترین زیست توده تر و خشک کل علف های هرز در نمونه برداری اول (به ترتیب 8/175 و 2/52 گرم در مترمربع) مربوط به تیمار چاودار بود. علاوه بر این، کمترین زیست توده تر و خشک کل علف های هرز در نمونه برداری دوم (به ترتیب 377 و 134 گرم در مترمربع) از تیمار چاودار به دست آمدند. همچنین، نتایج نشان داد بیشترین زیست توده تر و خشک علف های هرز در هر دو نمونه برداری مربوط به تیمارهای ماشک گل خوشه ای و خلر بودند. عملکرد غده سیب زمینی تحت تأثیر بقایای گیاهان پوششی قرار نگرفت و تیمارهای گیاهان پوششی از نظر تولید غده ی سیب زمینی دارای اختلاف معنی داری نبودند. از نتایج چنین استنباط می گردد که گیاه پوششی چاودار تأثیر چشم گیری در کاهش تراکم و زیست توده تر و خشک علف های هرز در دو مرحله نمونه برداری داشت، اما لزوماً کاهش زیست توده علف های هرز بیانگر تأثیر مثبت گیاهان پوششی در کوتاه مدت بر روی بهبود عملکرد محصولات زراعی نمی باشد.