رابطه هوش فرهنگی و عوامل جمعیت شناختی مدیران صنعت بانکداری با هوش ارتباطی آنان ( مطالعه موردی : بانک کشاورزی )
نویسندگان
1 دانشیار دانشکده مدیریت دانشگاه آزاد اسلامیواحد تهران مرکزی، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری مدیریت دولتی رفتار سازمانی دانشگاه آزاد اسلامیواحد رودهن، تهران، ایران (نویسنده مسئول).
3 استادیار دانشکده مدیریت و علوم تربیتی، دانشگاه آزاد اسلامیواحد رودهن، تهران، ایران.
doi
چکیده
مقدمه و هدف پژوهش: در عصر حاضر، مدیریت موثر، به یک مدل جدید مبتنی بر باز بودن، اعتماد و دانش کلی تغییر جهت داده است. هوش ارتباطی یک مدیر به او کمک میکند که چگونه سبک ارتباطی خاص خود را با کارکنان و همکارانش در محیطی که در آن کار میکند، تنظیم کند. هوش ارتباطی همانند دیگر پدیدهها متاثر از عوامل متعددی است که محقق در این پژوهش با هدف بررسی میزان و سهم هوش فرهنگی و عوامل جمعیت شناختی موثر بر هوش ارتباطی مدیران در بانک کشاورزی، به آن پرداخته است. روش پژوهش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری دادهها توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری در این تحقیق شامل کلیه مدیران و معاونان و کارشناسان خبره ستاد و شعب بانک کشاورزی در کل استان تهران به تعداد 387 نفر میباشند و براساس جدول مورگان، تعداد نمونه 193 نفر محاسبه گردید که این تعداد با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامههای استاندارد هوش فرهنگی آنگ وهمکاران (2012) و شایستگی ارتباطی بورمستر (1988)، بودهاند. و روایی پرسشنامهها براساس، روایی صوری و همچنین روایی محتوایی، 893/0 محاسبه و مورد تائید قرار گرفت و برای پایایی پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ استفاده شد که مقادیر آن به ترتیب پرسشنامه هوش فرهنگی، 79/0 و شایستگی ارتباطی، 83/0 بوده است و تجزیه تحلیل دادهها نیزدر دو سطح توصیفی و استنباطی با استفاده از روش همبستگی انجام گرفت. یافتهها: یافتهها نشان داد که عوامل جمعیت شناختی رابطه مثبت و معنیداری با هوش ارتباطی ایجاد کرده است. همچنین متغیرهای هوش فرهنگی نیز رابطه مثبت و معنیداری با هوش ارتباطی ایجاد کرده است. نتیجهگیری: با وجودیکه ماتریس همبستگی بین عوامل جمعیت شناختی، هوش فرهنگی و هوش ارتباطی برقرار است و مدل طراحی شده براساس عوامل جمعیت شناختی و هوش فرهنگی توانست به صورت معناداری تغییرات هوش ارتباطی را تبیین کنند لیکن از بین ویژگیهای شخصیتی، تنها متغیر جنسیت 25 % و متغیر تاهل 35 % توانستهاند تغییرات هوش ارتباطی را تبیین کنند و در ابعاد هوش فرهنگی نیز تنها بعد انگیزش وارد مدل شده و 30 % توانست تغییرات هوش ارتباطی را تبیین کند.