تحلیلی بر مبانی نظری اخلاق در نهجالبلاغه به عنوان مؤلفهای مؤثر بر فرهنگ ملی
doi
چکیده
مقدمه و هدف پژوهش: دین و به طور خاص، اسلامیت یکی از سه عنصر اصلی فرهنگ ملی ایران است و اخلاق هم یکی از ارکان چهارگانه اسلام به شمار میرود که تقیّد یا عدم تقیّد ملی نسبت به اخلاق اسلامی، تأثیر قابل توجهی بر فرهنگ ملی ما دارد. تاکنون درباره اخلاق مطالعات گوناگونی به عمل آمده و نهجالبلاغه نیز به عنوان یکی از منابع مورد وثوق همۀ فِرَق اسلامی که زمینههای اخلاقی در آن موج میزند، بارها موردتوجه اندیشمندان اخلاقپژوه در حوزه اخلاق عملی بوده است؛ لکن از موضوعهای مغفول در این میان،مبانی نظری اخلاق در نهجالبلاغه و میزان تأثیر آن بر فرهنگ ملی کشور بوده است. لذا هدف اصلی تحقیق حاضر، تحلیل مبانی نظری اخلاق در نهجالبلاغه، به عنوان یک مؤلفۀ تأثیرگذار بر فرهنگ ملی است. روش پژوهش: رویکرد کلی مطالعه، کیفی از نوع تحلیل مضمون و روش گردآوری اطلاعات، کتابخآنهای بوده است. یافتهها: مبانی نظری اخلاق در نهجالبلاغه، بر اعتقاد به خداوند و حکیمانه بودن نظام تشریعی او، یقین به معاد و ثواب و عقاب اعمال، توجه به دنیا به عنوان وسیلهای برای ساختن آخرتی سعادتمند نه به عنوان غرض غایی و توجه به کرامت ذاتی انسان و دوری از هرچیزی که این کرامت ذاتی را مخدوش نماید، استوار است که توجه به این مبانی، در ساختن جامعهای عاری از رذایل اخلاقی و در نتیجه، ارتقای فرهنگ ملی تأثیرگذاراست. نتیجهگیری: دو نتیجه کلی بر این تحقیق مترتب بوده است: نخست اینکه، مبانی بنیادین اخلاق نظری نهجالبلاغه که بر دیگر شاخههای اخلاقی سایه افکنده، چهار مبنای اساسیخدا، انسان، دنیا و آخرت است که امام علی (ع) با توجه دادن انسان به این مبانی با دو رویکرد ایجابی و سلبی، اخلاقیات عملی را تبیین میکند و نتیجة دوّم، آن است که پایبندی مردم به این مبانی، چهره فرهنگ ملی را اسلامیتر نموده و اسلامیت فرهنگی را به طور چشمگیری در جامعه نمایان و از پناه بردن به الگوهای اخلاقی فرهنگ غرب و فرهنگهای التقاطی میرهاند.