مطالعه تولید موسیقی بعد از انقلاب اسلامی و ارائه الگوی مدیریت هنری آن

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری مدیریت و برنامه ریزی فرهنگی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

2 دانشیار گروه مدیریت و برنامه ریزی فرهنگی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

3 دکتری تخصصی مدیریت و برنامه‌ریزی فرهنگی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران (نویسنده مسئول).

doi
چکیده

مقدمه و هدف پژوهش: به نظر می‌رسد مهم‌ترین نقش مدیران هنری امری تعاملی بین افراد درگیر در دنیای هنر و سازمان‌های مختلف و هم‌چنین تضمین به ثمر رسیدن ارزش‌های یک اثر هنری است. مدیر هنری برای تاثیر گذاشتن بر جامعه، می‌بایست کدهای اخلاقی و ارزشی موجود در یک اثر هنری را جستجو و با اثرات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی که پیش‌بینی می‌کند، همسو و دست‌یابی به آن را تضمین نماید. اما رویکرد مدیر هنری در ایران با فراز و نشیب‌های بسیار به ویژه در حوزه موسیقی روبرو بوده است. چالش اصلی مدیریت در حوزه تولید موسیقی مربوط به فهم واقعیت اجتماعی هنر است و از آنجا که به رویکرد جامعه‌شناختی هنر برای فهم مدیریت هنر توجه نشده، مطالعه مدیریت تولید موسیقی با رویکرد جامعه شناختی بیش از پیش ضروری می‌نماید. روش پژوهش: پژوهش انجام شده از روش تلفیقی (کیفی و کمی) است و ماهیتی اکتشافی دارد. در بخش کیفی ضمن مطالعه آخرین ادبیات جامعه‌شناختی هنر با انجام تحلیل تماتیک و بر اساس مصاحبه با دست‌اندرکاران، مطالعه کتاب‌ها و مقالات معتبر علمی ابعاد و مولفه‌های مدیریت تولید موسیقی شناسایی شد. در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از یافته‌های کیفی برای پایش وضعیت موجود و شناسایی مهم‌ترین‌ مولفه‌ها توزیع شد. یافته‌ها: نتایج تحقیق نشان داد مدیریت تولید موسیقی دارای 4 بعد و 18 مولفه است. هنرمندان، مخاطبان، بازار و سیاست‌گذاری چهار بعد مدیریت تولید موسیقی هستند. نتیجه گیری: از مهم‌ترین عوامل تاثیر گذار در مدیریت تولید موسیقی الگوهای رمزگشایی مخاطبان، تاثیرات صنف موسیقی در بازار، مسئولیت اجتماعی هنرمندان، مباحث فقهی در باب آثار موسیقی شناسایی و کیفیت تمامی این موارد نامطلوب گزارش شد.