بازدهی کاربرد اسیدجیبرلیک بر عملکرد دانه ارقام وارداتی باقلا به روشGGE - بای‌پلات

نویسندگان

1

2 دانشگاه تهران

3 دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد

4 دانشگاه دریانوردی و علوم دریایی چابهار

doi
10.22059/jci.2023.333507.2635
چکیده

هدف: ارزیابی ژنوتیپ‌های مختلف، تحت شرایط متفاوت محیطی، جهت شناسایی ژنوتیپ‌های مطلوب، بسیار مؤثر است. روش پژوهش: به­ همین منظور برای ارزیابی پاسخ 12 ژنوتیپ وارداتی باقلا تحت تأثیر کاربرد هورمون اسیدجیبرلیک (به­عنوان یک عامل محیطی) به­روش GGE- بای­پلات، آزمایشی به­صورت طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در پاییز سال 1397 در گلخانه پژوهشی دانشگاه شهرکرد انجام شد. محلول‌پاشی اسیدجیبرلیک با غلظت­های صفر، 10 و 30 پی­پی­ام از مرحله دو برگی تا مرحله گل­دهی بوته­ها به­صورت هفتگی انجام شد. یافته­ها: نتایج تحلیل واریانس از تأثیر معنی­دار دو عامل ژنوتیپ، هورمون و تعامل مشترک آن­ها روی عملکرد دانه ارقام موردبررسی حکایت داشت. اثر متقابل معنی­دار دو عامل ژنوتیپ و هورمون اسیدجیبرلیک به تنهایی 33/22 درصد تغییرات کل عملکرد دانه ژنوتیپ­های مورد ارزیابی را به خود اختصاص داد. دو مؤلفه اول حاصل از تحلیل مدل GGE- بای­پلات در مجموع 5/86 درصد تغییرات مربوط به عملکرد دانه ناشی از ژنوتیپ و تعامل آن با هورمون اسیدجیبرلیک را بیان کردند. نتیجه­گیری: براساس تحلیل بای­پلات­ های ترسیم‌شده مبتنی بر این دو مؤلفه ژنوتیپ ­های C2، C4، C10 و C6 با عملکرد بالاتر از میانگین کل (64/17) و واکنش نسبی مناسب به هورمون اسیدجیبرلیک، مناسب­ترین ژنوتیپ ­ها در شرایط اجرای این آزمایش معین شدند. با توجه به نیاز به ژنوتیپ­ هایی با پتانسیل عملکردی بالا جهت افزایش عملکرد دانه، از این ژنوتیپ ­ها برای به­ نژادی این محصول می­توان بهره برد. هشت ژنوتیپ باقی­ مانده با عملکرد کم‌تر از میانگین کل، به کاربرد هورمون واکنش خاصی نشان نداده و براساس این مطالعه ژنوتیپ ­های نامطلوب تعیین شدند.