خودکارآمدی حرفهای و درهمتنیدگی شغلی: نقش میانجی بازآفرینی شغل و تعدیلگری حمایت سازمانی ادراکشده
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد مدیریت کسبوکار، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه علم و فرهنگ، تهران، ایران
2 دانشیار گروه مدیریت، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران
3 استادیار گروه مدیریت، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه علم و فرهنگ، تهران، ایران
doi
10.22034/obs.2025.2065409.3572چکیده
در سالهای اخیر، درهمتنیدگی شغلی بهعنوان یکی از شاخصهای کلیدی در حفظ نیروی کار، مورد توجه قرار گرفته است. بااینحال، شناخت سازوکارهای روانشناختی مؤثر بر آن، نیازمند بررسیهای بیشتر است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تعامل خودکارآمدی حرفهای و درهمتنیدگی شغلی با نقش میانجی بازآفرینی شغل و نقش تعدیلگری حمایت سازمانی ادراکشده انجام شده است. این مطالعه ازنظر هدف، کاربردی و ازحیث روش، توصیفی همبستگی است. نمونهای متشکل از ۱۲۹ نفر از کارکنان چهار شرکت سازنده ماشینآلات صنعتی در تهران، انتخاب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامههای معتبر گردآوری و با روش مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) در نرمافزار SmartPLS 4 تحلیل شدند. نتایج آزمون فرضیهها درقالب مدل مفهومی نشان داد که خودکارآمدی حرفهای صرفاً ازطریق متغیر میانجی بازآفرینی شغل با درهمتنیدگی شغلی رابطه معناداری دارد و بهتنهایی به درهمتنیدگی شغلی منتهی نخواهد شد. همچنین روابط میان خودکارآمدی حرفهای با بازآفرینی شغل و بازآفرینی شغل با درهمتنیدگی شغلی تأیید شد. فرضیه تعدیلگری حمایت سازمانی ادراکشده در رابطه میان خودکارآمدی حرفهای و بازآفرینی شغل نیز با سطح اطمینان 90 درصد تأیید شد. نتایج نشان میدهد ارائه انواع حمایتهای سازمانی نظیر فراهمساختن امکانات و ارائه آزادی عمل به کارکنان با ویژگی خودکارآمدی حرفهای بالا میتواند ازطریق بازآفرینی شغل به افزایش درهمتنیدگی شغلی کارکنان منتهی شود. نوآوری این پژوهش در تبیین سازوکارهای روانشناختی مؤثر بر درهمتنیدگی شغلی با تمرکز همزمان بر نقش میانجی و تعدیلگر دو متغیر کلیدی است که میتواند به طراحی مداخلات کاربردی در حوزه منابع انسانی کمک کند.