معیار دولت ناخواهان یا ناتوان در پرتو حقوق بین الملل عرفی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری رشتۀ حقوق بینالملل عمومی، گروه حقوق عمومی و بین الملل ، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، واحد قائمشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، قائم شهر، ایران
2 استادیار گروه حقوق عمومی و بینالملل، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، واحد چالوس، دانشگاه آزاد اسلامی، چالوس، ایران.
3 استادیار گروه حقوق عمومی و بینالملل، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، واحد قائمشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، قائمشهر، ایران
doi
10.22059/jplsq.2024.373553.3531چکیده
از دیرباز تاکنون بازیگران غیردولتی، مانند گروههای تروریستی، سبب ایجاد درد و رنجهای فراوان در جهان شدهاند که در نتیجۀ حملات آنها، دولتهایی قربانی شدند و در این خصوص که چگونه با این بازیگران غیردولتی در قلمرو یک دولت خارجی مواجه و مقابله کنند، در یک مخمصۀ بیسابقۀ حقوقی قرار گرفتند. وقتی دولت میزبان از نظر قانونی مسئول حملهها نیست، توسل به زور دولت قربانی علیه بازیگر غیردولتی در قلمرو دولت میزبان ممکن است به نقض حاکمیت و تمامیت ارضی آن دولت منجر شود. با توجه به معیار دولت ناخواهان یا ناتوان، اگر دولت سرزمینی، بیمیل یا ناتوان به کنترل تهدیدات ایجادشده توسط بازیگران غیردولتی باشد، در این صورت دولت قربانی میتواند بدون کسب رضایت از دولت میزبان در قلمرو آن دولت متوسل به زور شود. بنابراین این معیار از الزامات قانونی موجود منحرف میشود و آستانۀ ممنوعیت توسل به زور را بهطور چشمگیری کم میکند. این مقاله مبتنی بر یک روش توصیفی-تحلیلی به این پرسش پاسخ میدهد که معیار دولت ناخواهان یا ناتوان میتواند بهعنوان هنجار تأسیسی از حقوق بینالملل عرفی در نظر گرفته شود؟ در نوشتار حاضر نتیجه گرفته میشود که این معیار و بهتبع آن دفاع مشروع در برابر بازیگران غیردولتی، اگرچه در میان نظریهپردازان حقوقی از حمایتهایی برخوردار است، اما به دلایلی مانند فقدان عملکرد دولت و عنصر ذهنی، انتقادهای گسترده و عدم پذیرش توسط جامعۀ جهانی، اغلب بهعنوان یک حقوق عرفی پذیرفته نشده است.