چالشهای دولت-ملت در عصر انقلاب صنعتی چهارم
نویسندگان
1 استاد گروه حقوق عمومی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 دانشیار گروه فلسفه، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 استادیار گروه حقوق، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
4 دانشجوی دکتری حقوق عمومی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
5 استاد گروه حقوق، دانشکدة حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jplsq.2023.354038.3251چکیده
از زمان انعقاد معاهدة وستفالی و فراگیری اصول و قواعد حقوق بینالملل جدید، در ادبیات سیاسی، در تعریف «دولت-ملت»، سه شاخصة مهم «سرزمین»، «جمعیت» و «حکومت»، از وجوه اصلی برشمرده میشود؛ ارکانی که عموم نظامهای موجود از آن نشأت میگیرند و اساس شناساییهای سیاسی امروز جهان، طبق آن تحقق مییابد. اما با گسترش تحولات فناوری که با عنوان «انقلاب صنعتی چهارم» از آن یاد میشود و در مسیر کمرنگ کردن مرز میان جهان فیزیکی و سایبری گام برمیدارد، عملاً هر سه شاخصة مذکور با مخاطرات جدی روبهرو شده است. حال پژوهش موجود با روش توصیفی-تحلیلی و بهوسیلة روش کتابخانهای، درصدد آن است با معرفی وجوه مختلف این تحولات، ابتدا مخاطرات مرتبط به شاخصههای اشارهشده را برشمرد و در ادامه به این پرسشپاسخ دهد که سرنوشت دولت-ملت در این عصر چه خواهد شد؟ بر اساس نتایج این پژوهش، پیشبینی میشود بهواسطة توسعة «اقتصاد دیجیتال»، «اینترنت دوبعدی و سهبعدی» و «حکومت هوشمند»، شکل امروزی شاخصههای پذیرفتهشدة دولت-ملت، بالأخص از منظر وجهة فیزیکی آنها، توجیهپذیری خود را از دست دهند و عرصه را برای تحقق «دولتهای سایبری» (رسماً یا عملاً)، مبتنی بر «جهان مختلط» (فیزیکی-سایبری)، با طبقه ذینفوذ متناسب با آن، فراخ سازد.