قانون اساسی بهمثابة اصول تأسیسی دولت ارگانیک در ایدئالیسم مطلق هگل
نویسندگان
1 استاد حقوق عمومی گروه حقوق عمومی دانشکدة حقوق و علوم سیاسی دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
2 دانشجوی دکتری حقوق عمومی گروه حقوق عمومی دانشکدة حقوق و علوم سیاسی دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
3 استاد حقوق عمومی گروه حقوق عمومی دانشکدة حقوق و علوم سیاسی دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
doi
10.22059/jplsq.2025.368226.3429چکیده
قانون اساسی در رویکرد متعارف در حقوق اساسی ایران بهعنوان یک مفهوم انتزاعی و قابل تعریف یا یک سند قانونی موضوعیت دارد. این تلقی مستلزم پذیرش جامعۀ مدنی و دولت مبتنی بر رویکرد مکانیکی است. این در حالی است که در ایدئالیسم مطلق هگل، قانون اساسی بهمثابۀ اصول تأسیسی دولت ارگانیک مطرح میشود که در بستر زندگانی اخلاقگرایانه محقق میشود. زندگانی اخلاقگرایانه در نظرگاه هگل یک پدیدۀ مکانیکی نیست، بلکه فراگردی پویاست که در بستر آن وحدتی ناتمام متعین و متشکل میشود. سیر ارگانیک از وحدت به ناهمسانی و از ناهمسانی به وحدت در ناهمسانی است که نهادهای متکثر و متعدد جامعۀ مدنی را در صورت دولت شکل میدهد و به وحدت میرساند. دولت ارگانیک در نظام فکری هگل نه بهعنوان یک نهاد سیاسی یا ساختار حاکمیتی صرف، بلکه بهمثابة یک ارگانیسم تکامل یافته و بهعنوان آخرین مرحله از تکامل روح در تاریخ موردنظر است؛ فرایند رشد ارگانیک دولت، قانون اساسی را بهعنوان اصول تأسیسی آن، از یک مفهوم صوری و انتزاعی به یک ایدۀ محقق تاریخی و انضمامی تبدیل میسازد.