مدلیابی روابط ساختاری لفاظیگری مدیران با بینش رفتاری کارکنان و اوباشگری سازمانی: نقش میانجی سوگیری شناختی
نویسندگان
1 استادیار گروه مدیریت واحد میانه، دانشگاه آزاد اسلامی، میانه، ایران
2 استادیار گروه مدیریت واحد میانه، دانشگاه آزاد اسلامی، میانه، ایران
doi
10.22034/obs.2025.2051049.3507چکیده
این پژوهش با هدف بررسی و مدلیابی روابط ساختاری میان لفاظیگری مدیران، بینش رفتاری کارکنان و اوباشگری سازمانی با نقش میانجی سوگیریهای شناختی انجام شده است. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان اجرایی شهرداری در سال 1403 بود. از روش نمونهگیری تصادفی طبقهای و جهت تعیین حجم نمونه از نرمافزار جی پاور استفاده شد. این نرمافزار با درنظرگرفتن اثرات متغیرهای میانجی و تعداد متغیرهای موجود در مدل، حجم نمونه مناسب را محاسبه کرد و نمونهای به تعداد 350 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری دادهها شامل مقیاس لفاظیگری مدیران کلیاسمان و باآنک (2015)، مقیاس بینش رفتاری کارکنان گاجن، کواستنر و زاکرمن (2011)، مقیاس اوباشگری سازمانی حسینی و یوسفی (2020) و مقیاس سوگیریهای شناختی تورسکای و کانمن (1974) بود. پایایی ابزارها با استفاده از آلفای کرونباخ تأیید و روایی آنها با تحلیل عاملی تأییدی بررسی شد. دادهها با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری در نرمافزار AMOS تحلیل شدند. یافتهها نشان داد که لفاظیگری مدیران، تأثیر مثبت و معناداری بر بینش رفتاری کارکنان دارد. همچنین، نقش میانجی سوگیریهای شناختی در رابطه بین لفاظیگری مدیران و اوباشگری سازمانی تأیید شد. نتایج نشان میدهد که مدیران باید از لفاظیهای انگیزشی و شفاف برای بهبود بینش کارکنان استفاده کنند و از ایجاد سوءبرداشت و سوگیریهای شناختی میان کارکنان جلوگیری نمایند. همچنین، تقویت بینش مثبت کارکنان میتواند به کاهش رفتارهای مخرب در سازمان منجر شود.