حق بر شهر با نگرشی به آموزه‌های هانری لوفور و دیوید هاروی

نویسندگان

1 دانشیار گروه حقوق، دانشکدۀ علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

2 دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق عمومی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

doi
10.22059/jplsq.2024.367121.3421
چکیده

حق بر شهر یکی از حقوق بنیادین بشر در اسناد داخلی و بین‌المللی است. لکن شهرسازان در این حوزه بیشتر سخن گفته‌اند. این حق ظرفیت آن را دارد تا از موضوعات مهم حقوق شهروندی تلقی شود، زیرا حیات شهری با بحران مواجه است و انسان ارتباط خود با سرشت سیاسی شهر را از دست داده است. این مقاله ضمن تبیین بحران شهر، به چرایی بازماندن مردم از مشارکت در شهر و اینکه چگونه فضای شهری طراحی تجاری-اداری به خود می‌گیرد و فرصت تعلق‌پذیری شهروندان را با اتصال به نمادها، معانی و روایات شهر دریغ می‌کند، می‌پردازد. حق بر شهر دعوتی برای خروج از این وضعیت است. لوازم این خروج بازگشت به بنیاد شهر است. بنیادی که به مردم هویت واحد می‌بخشد. پژوهش‌های اخیر، اهمیت نماد و داستان را جهت خلق حس تعلق‌پذیری مردم به شهر‌ها نمودار می‌سازد. انسان با مشارکت در داستان شهر و بازتعریف شرایط این مشارکت از وضعیت ضدیت با شهر خارج ‌می‌شود. مؤلفۀ‌ مهم در بازتعریف این قاعده وضعیت منظر شهری است. در این نوشتار، پیوند بحران یادشدۀ شهر و از دست رفتن فضا و لزوم پرداختن به اهمیت آن در احیای زیست مشارکت‌جویانۀ شهری با نگاه حقوقی بررسی خواهد شد.