فراترکیب الگوی بسط مفهومی فرهنگ سازمانی با رویکرد تحول دیجیتال
نویسندگان
1 دانشجوی دکترا گروه مدیریت، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران
2 استادیار گروه مدیریت، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران
3 استادیار گروه مدیریت، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران
doi
10.22034/obs.2024.2043662.3474چکیده
هدف این مطالعه، ارائه الگویی برای بسط مفهومی فرهنگ سازمانی با رویکرد تحول دیجیتال با استفاده از روش فراترکیب بود. این پژوهش از نوع مرور نظاممند بوده و برای ترکیب و یکپارچهسازی نتایج پژوهشهای گذشته از دستورالعمل فراترکیب نوبلیت و هر (1998) بهره گرفته شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی پژوهشهای کیفی (مقالات و پایاننامهها) منتشرشده در حوزه فرهنگ سازمانی و تحول دیجیتال در ده سال اخیر بود. در نتیجه فرایند جستجو، 18 مطالعه نهایی انتخاب و برای تحلیل دقیقتر مورد بررسی قرار گرفتند. برای جمعآوری اطلاعات از پژوهشهای اولیه، از چکلیستی دقیق و ساختاریافته استفاده شد. در تحلیل دادهها از تحلیل مضمون انعکاسی استفاده شد. از تحلیل 18 مطالعه، 284 کد اولیه شناسایی شد که پس از اصلاح و ترکیب به 110 کد نهایی و درنهایت 29 مضمون منجر شد. یافتهها نشان داد ویژگیها و عناصر کلیدی فرهنگ سازمانی در فرایند تحول دیجیتال شامل فرهنگ نوآوری، فرهنگ چابکگرا، فرهنگ مراجعمدار، فرهنگ ریسکپذیری، فرهنگ همراستایی و هماهنگی و فرهنگ تغییرپذیری است. همچنین، رهبری تحول، نیازهای حرفهای سازمان، مدیریت تحول، پیشرفت فناوری و نیازهای دیجیتال بهعنوان زمینههای تغییر فرهنگ سازمانی در تحول دیجیتال شناسایی هستند. همچنین، بازسازی باورها و ادراکات مشترک، انتقال به فرهنگ مشارکتی، کاهش درجه مردسالاری در سازمان، کار و ارتباطات بدون مرز، کاهش فاصله قدرت و تمایل سازمان به سمت جهتگیری کوتاهمدت بهعنوان پیامدهای بسط فرهنگ سازمانی در تحول دیجیتال شناخته شدند. این یافتهها نشان میدهد که تحول دیجیتال نهتنها ساختارهای سازمانی را تغییر میدهد، بلکه به تغییرات عمیقی در فرهنگ سازمانی منجر میشود که میتواند به بهبود عملکرد و تطبیق با چالشهای آینده کمک کند.