نقش دیپلماسی پیشگیرانه در منازعات قومی از منظر حقوق بین‌الملل

نویسندگان

1 استاد گروه حقوق بین‌الملل، دانشکدۀ حقوق، دانشگاه قم، قم، ایران

2 دانشجوی دکتری حقوق بین الملل عمومی، دانشکده حقوق، دانشگاه قم، قم، ایران

doi
10.22059/jplsq.2024.372199.3479
چکیده

توانمندی حقوق بین‌الملل در پیشگیری از منازعات قومی، یکی از سنگ‌محک‌های کارامدی آن است. چگونگی شناخت و به‌کارگیری دیپلماسی پیشگیرانه به‌عنوان یکی از ظرفیت‌های حقوق بین‌الملل، مسئلۀ مورد پژوهش این نوشتار است. نگارندگان می‌کوشند با بهره‌گیری از داده‌های کتابخانه‌ای و کاربست شیوۀ توصیفی-تحلیلی، به تبیین نقش دیپلماسی پیشگیرانه در پیشگیری از منازعات قومی دست یازند. بر پایۀ یافته‌های پژوهش، شناسایی وضعیت‌های مستعدِ بروز منازعات قومی و هشدار زودهنگام برای اتخاذ اقدام مناسب، از اهمیتی شگرف برخوردار است. افزون بر این، پیگیری دیپلماسی پیشگیرانه در دو سطح کوتاه‌مدت یا عملیاتی و بلندمدت یا ساختاری، می‌تواند به نقش‌آفرینی مثبت و کارامد حقوق بین‌الملل در این زمینه یاری رساند. هدف دیپلماسی پیشگیرانۀ عملیاتی، پیشگیری از تبدیل تنش یا بحرانی قومی به درگیری مسلحانه است و برای نمونه می‌توان به گسیل هیأت‌های دیپلماتیک، استقرار پیشگیرانۀ نیروهای حافظ صلح ملل متحد و میانجی‌گری شخصیت‌های برجستۀ بین‌المللی اشاره کرد. در سوی دیگر، دیپلماسی پیشگیرانۀ ساختاری، ریشه‌های اصلی درگیری‌ها را نشانه می‌گیرد و می‌کوشد از خلال فرایندهایی مانند ترویج و تحکیم دموکراسی، تقویت جامعۀ مدنی و پایش نقض حقوق بشر و حقوق اقلیت‌ها، علت‌های درگرفتن منازعات قومی را کاهش دهد.