تحلیل انتقادی بر آثار و نتایجِ منعِ تدوینِ حدیث نبوی در صدر اسلام

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، الهیات و معارف اسلامی گرایش علوم قرآن و حدیث،واحد خرم آباد،دانشگاه آزاد اسلامی خرم آباد،ایران

2 استادیار گروه الهیّات و معارف اسلامی گرایش علوم قرآن و حدیث، واحد خرّم آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، خرم‌آباد، ایران

3 استادیارگروه الهیّات و معارف اسلامی گرایش علوم قرآن و حدیث، واحد خرّم آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، خرم‌آباد، ایران

doi
چکیده

اهل سنّت بر این باورند که اساس منعِ نگارشِ حدیث از ناحیه‌ی رسول اکرم(ص) مطرح و ابلاغ شده است، به چند روایت در منابع خود استناد نموده‌اند؛ غافل از این که این روایات با ضعف سند مواجه هستند و همچنین اضطراب در متن و تعارض آن‌ها با احادیث دیگر، باعث شده از اعتبار و قوّت آن‌ها بکاهد. هدف این پژوهش، بررسی آثارِ منعِ نگارش پس از پیامبر اسلام (ص) در صدر اسلام است . لذا در آن با روش توصیفی – تحلیلی به نتایج منع و سلب مرجعیّت ائمه به صورت اسنادی تحلیلی پرداخته شده است. هموار شدن راه جعل حدیث و گسترش دروغ و فراموشی سیره‌ی پیامبر(ص)، تباه شدن حجم انبوهی از احادیث پیامبر(ص)، انتشار دادن اسرائیلیات و تحریف در دین، ایجاد زمینه برای تفسیر به رأی و اختلاف مسلمین و نقل به معنا از جمله مواردی است که آثار زیان بارر بر فهم حدیث بر جای گذاشت . وخیم‌ترین پیامد منع نگارش، ایجاد ِزمینه‌ی مساعد برای جعل احادیث و رواج اکاذیب زیاد به نام رسول خدا(ص) در سایه‌ی منزوی کردن اهل بیت پیامبر(ص) است. در حالی که در قرآن و سنّت بر عصمت و علم ایشان تأکید شده و رسول خدا (ص) در حدیث غدیر و حدیث ثقلین و روایات ، مسلمین را بعد از خود به اهل بیت ارجاع داده بودند، عملاً با خانه نشین شدن و انزوای اهل بیت، قاطبه‌ی جامعه ی مسلمین در طول سالیان بعد از وفات پیامبر(ص) از ایشان که منبع و سرچشمه ی علوم نبویّ و مشرِف به کلام وحی بودند شدند.